تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
نكنم . عباس گفت : او بىشرم و عاصى و ستيزه كار است اگر تو نكنى من به ضرورت خواهم كرد ، اگر تو خواهى و اگر نخواهى ، تا خصومت بر طرف شود و چنان پندارم كه اين دختر نبود . پس عباس به عمر ، گفت : اگر على عليه السّلام اين كار نكند من مىكنم . پس عمر مردمان را حاضر كرده گفت : عباس عمّ على است و به وكالت او دختر به من مىدهد . و اكثر مجتهدين خصوصا سيد مرتضى را اعتقاد آن است كه جنّيه را به صورت آن دختر به خانهء عمر فرستادند و آن دختر به خانهء عمر نرفت و به قول خصم اگر رفته باشد هم نقصانى به شأن حضرت امير المؤمنين نمىرساند ؛ چه لوط با آنكه پيغمبر خدا بود به كفّار مىگفت :
هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ
« 1 » و اللّه اعلم با آنكه انتفاع به حال عمر خواهد رسانيد كه آسيه زن فرعون تا زمان وفات به حالت اول بود و از نيكوئى اعمال و افعال او مطلقا به كفر و ظلم و طغيان فرعون فائده نرسيد بلكه مكرّر به جانب الهى عرض مىنمود چنانچه حق تعالى از آن خبر مىدهد كه
رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ
« 2 » و العلم عند اللّه تعالى ؛ چهاردهم از مطاعن « 3 » او آنكه به نحوى كه از پيش گذشت در آن وقت كه حكم به بستن درهاى خانه‌هائى شد كه به مسجد بود ، عباس التماس نمود كه ناودانى از بام خانهء او به مسجد باشد ؛ روزى عمر در وقت خلافتش از آنجا مىگذشت آبى از آن ناودان ترشح كرد او در غضب شده حكم به كندن آن ناودان كرد ، با وجود آنكه پيغمبر خدا در وقت بند كردن و ساختن آن ناودان فرموده بود كه هر كه اين را بكند و عمّ مرا آزرده سازد ، از رحمت خدا دور است و بعضى از اصحاب اين حديث را به ياد او آوردند فائده‌اى نكرد و چيزى به بهاى او نداد . عباس به خانهء امير المؤمنين عليه السّلام
هامش
( 1 ) . سوره هود ، آيه 78 . ( 2 ) . سوره تحريم ، آيه 11 . ( 3 ) . « وفاء الوفا » سمهودى ج 2 ص 490 و 491 با مختصر تفاوت .