رسول داشته باشد نمىباشد و خجالتش از آن جهت بود كه چندين گناه و قباحت كرده بود كه هيچكدام را عذر نداشت ؛
هشتم از مطاعن او آنكه عطائى كه رسول خدا به فرمودهء الهى از براى امت قرار داد بود بر هم زد و بعضى را تفضيل داد و حال آنكه رسول خدا همه را برابر مىداد و عمر مهاجر را بر انصار و انصار را بر غير انصار و عرب را بر عجم زيادتى داد و اينها نيز نيست الّا بدعت و مخالفت امر خدا و رسول . و مريدان او يك بار جواب گفتهاند كه مجتهد بود و عمل به رأى خود مىكرد و يك بار گفتهاند كه رسول اللّه هم در جنگ حنين بعضى را صد شتر داد و نمىداند كه اجتهاد در جائيست كه نص از خدا و رسول بر آن نباشد ، غنيمت و عطا منصوص من اللّه و رسوله است و عطائى كه در حنين فرمودند از بابت زيادتى بعضى نبود بلكه جمعى از صناديد قريش را به جهت محبت و تأليف قلوب ايشان به اكرامى مخصوص ساخت و آن را قياس به اين نمىتوان كرد ؛
نهم از مطاعن او آنكه بدعتى چند در دين نبوى احداث نموده از آن جمله ، نماز تراويح و نماز ضحى « 1 » ؛ چنانچه حميدى از « مسند ابو هريره » نقل كرده « 2 » و گفته :
اتفاق است بر صحت اين حديث و آن چنان بود كه در شبى از شبهاى رمضان المبارك به مسجد آمده ديد كه مردم به نماز نافله مشغولاند فرمود كه نافله را به جماعت بگزارند و شبى ديگر ديد كه چراغها روشن كردهاند و صفها بستهاند و تراويح را به جماعت مىگزارند پرسيد كه چه چيز است ؟ كسى گفت كه مردمان نماز سنت را به جماعت مىكنند . گفت : « بدعة نعم البدعة ! ؟ » ؛ يعنى بدعت است كه به هم رسيده و خوب بدعتى است ؟ ! و حال آنكه رسول اللّه فرموده بود : « و الصلاة بالليل فى شهر رمضان من النافلة جماعة بدعة و صلاة الضّحى بدعة و كل بدعة
هامش
( 1 ) . ر . ك : النص و الاجتهاد ص 216 - 220 .
( 2 ) . الطرائف ص 454 - 455 ، نهج الحق ص 342 از « جمع بين الصحيحين » حميدى ، نقل كردهاند .