تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
« مترجم الاخبار » نقل كرده « 1 » و يافعى در تاريخش حكايتى نقل « 2 » كرده مجملش آنكه مأمون خليفه ندا كرد به تحليل متعه و يحيى بن اكثم قاضى به خدمت او رفته گفت : متعه زناست و تو امر به تحليل آن كرده‌اى ؟ گفت : از كجا بدانيم ؟ گفت : از آنكه خداى تعالى فرموده كه
وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ
« 3 » متعه ملك يمين است ؟ مأمون گفت : نه . گفت : پس ، زوجه‌ايست كه ميراث مىبرد و فرزند به او ملحق مىشود ؟ گفت : نه . گفت : پس هر كه از جامع شرايط زوجه و ملك يمين به متعه تجاوز كند از جمله عادون خواهد بود ! و ديگر آنكه زهرى از عبد اللّه و حسن ، پسران محمد حنفيه ، روايت مىكند كه ايشان از جدّ خود امير المؤمنين عليه السّلام روايت مىكنند كه گفت پيغمبر خدا مرا امر كرد كه نهى كنم از متعه بعد از آنكه امر به تحليل آن نمود پس مأمون پشيمان شده استغفار كرد و پوشيده نيست كه هر كه اطلاعى بر فضيلت مأمون دارد و مهارت او را در فنون علم خصوصا مسائل ضروريه دينيه دانسته باشد ، مىداند كه او به مجرد شنيدن اين سخنان سست از يحيى مردود مطعون ، از تحليل متعه پشيمان نمىشود ، بلى اگر به جهت تقيه يا تأليف قلوب از ندائى كه كرده پشيمان شده باشد شايد چه آيه اصلا دلالت بر مدّعاى آن جاهل بىدين ندارد ؛ زيرا كه متعه در زوجه داخل است و به اينكه ميراث نمىبرد از زوجه بودن به در نمىرود چون ناشزه . و صاحب كشّاف در تفسير همين آيه گفته « 4 » است : « فان قلت هل فيه دليل على
هامش
( 1 ) . زبدة البيان مقدس اردبيلى ص 514 و 515 ، مجالس المؤمنين ج 2 ص 277 از تفسير ثعلبى نقل كرده‌اند ؛ كامل بهائى ج 1 ص 114 از « مترجم الاخبار » جار اللّه ؛ الفائق جار اللّه زمخشرى ج 1 ص 31 ، احسن الكبار ( مخطوط ) ص 120 از « كتاب مترجم الاخبار جار اللّه » نقل كرده است . ( 2 ) . مجالس المؤمنين 2 / 275 از تاريخ يافعى نقل كرده ؛ و همچنين « تاريخ يافعى » ذيل ترجمه يحيى بن اكثم . ( 3 ) . سورهء مؤمنون ، آيه 5 - 7 . ( 4 ) . تفسير كشاف ، ج 3 ص 177 .