تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
خانه‌ها داخل خانه مردم شدن و نيكى آنست كه از خدا بپرهيزيد و از در خانهء مردم در آئيد و تو از در نيامده از ديوار آمدى و از نيكى و تقوى كه خدا فرموده چيزى به جا نياوردى و ديگر آنكه حق تعالى فرموده :
إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ
« 1 » و تو گمان بد در حق مردم و در حق ما مىبرى و ديگر فرموده كه
إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا
« 2 » و تو تحقيق ناكرده بر سر ما آمدى . و ديگر آنكه حق تعالى فرموده بندگان را كه بىرخصت به خانهء كسى داخل نشويد
لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها
« 3 » اگر اين خانهء توست بگو و اگر دعواى انسيّت مىكنى انيس و دوست از بام خانه در نمىآيد و حق تعالى فرموده « تسلّموا على اهلها » ؛ يعنى هرگاه داخل خانهء كسى شويد بر اهل آن خانه سلام كنيد كه در سلام سلامتى و تركش در عرف قبيح است و در هيچ مذهبى نيست كه تسليم و تواضعى نباشد و تو سلام نكردى ؛ و ديگر امر به معروف و نهى از منكر را مراتبى است : در اول به آن شخص بد مىشوند ، پس از آن به زبان مىآورند ، پس پيغام مىكنند ، پس از آن مىزنند و بعد از آن مىكشند و تو اول به كشتن من آمده‌اى و ديگر آنكه تو جانشين رسول خدائى تو را تمكين در كار است شب گردى چيز ديگر است و جانشينى رسول خدا ديگر ؛ پس عمر خجل شده از آن شخص عذر خواست . و مريدان عمر جواب گفته‌اند كه خليفه در كار خدا بىتاب بود و صبر نداشت و نمىخواست كه مساهله در دين واقع شود و اجتهادش برين قرار گرفت و مجتهد مصاب است و خجالتش به جهت آن بود كه آنچه به آن نموده بودند واقعى نبوده . و ندانسته‌اند كه اجتهاد در فعلى و در كارى كه مخالف با كتاب خدا و سنت
هامش
( 1 ) . سوره حجرات ، آيه 12 . ( 2 ) . سوره حجرات ، آيه 6 . ( 3 ) . سوره نور ، آيه 27 .