گفت : نازل شد متعه در كتاب خدا و ما عمل مىكرديم به آن و تا رسول خدا بود جميع صحابه عمل به آن مىكردند و نشنيدم كه قرآن نسخ آن را كرده باشد يا رسول اللّه منع آن نموده باشد تا آنكه رسول خدا از دنيا رحلت نمود . و در « صحيح ترمذى » مذكور است « 1 » كه از عبد اللّه عمر پرسيدند كه چه مىگوئى در متعهء نساء ؟ گفت : البته حلال است . و آن سؤالكننده از اهل شام بود پس به او ، گفت : پدر تو نهى كرده است مردم را از آن ؟ ! عبد اللّه گفت : پدرم نهى كرده است و رسول خدا امر فرموده ، من گفته رسول را به جهت گفته پدر ، ترك نخواهم كرد . و شارح « مقاصد » « 2 » و صاحب « هدايهء فقه » كه حنفى مذهب است نقل كرده « 3 » كه مالك را مذهب آن است كه متعه حلال است .
و در كتب تواريخ و احاديث مذكور است « 4 » كه ابن عباس و ابن مسعود و جابر بن عبد اللّه انصارى و ابو سعيد خدرى و سلمة بن اكوع و مغيرة بن شعبه و جمعى كثير از اصحاب و تابعين التفاتى به سخن عمر نكردهاند و فتوى مىدادند كه متعه مباح و حلال است و عمل به آن هم مىكردند و مىگفتند كه چيزى را كه ما از رسول خدا شنيده باشيم و تا در حيات بود نقيض آن از او نشنيديم چون « 5 » به قول عمر از آن برگرديم . و ثعلبى در تفسيرش ذكر كرده است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه « لو لا نهى عمر المتعة مازنى الاشقى » ؛ يعنى عمر اگر نهى نمىكرد متعه را ، هرگز عملى به زنا واقع نمىشد مگر بدبخت و شقى را . و بعضى « الاشفى » خوانده به « فاء يك نقطه » ؛ يعنى مگر اندكى از مردمان و اين حديث را جار اللّه علّامه در كتاب
هامش
( 1 ) . صحيح ترمذى ج 3 ص 185 ؛ مسند حنبل ج 2 ص 95 و 104 ، ج 4 ص 436 .
( 2 ) . شرح مقاصد ج 5 ص 283 .
( 3 ) . مجالس المؤمنين ج 2 / 279 از « هدايه فقه حنفى » نقل كرده است .
( 4 ) . الغدير ج 6 ص 220 و 221 ؛ مفتاح كنوز السنّة ص 509 ؛ السبعة من السلف ص 71 - 78 .
( 5 ) . چون چگونه .