نداشته باشد ! ؟ « 1 » ؛
ششم از مطاعن او آنكه گفت : « متعتان كانت الى عهد رسول اللّه و انا انهى عنهما و اعاقب عليهما » « 2 » ؛ يعنى دو متعه بود در زمان رسول اللّه و من از آن دو متعه نهى مىكنم و اگر كسى به يكى از آن دو متعه مرتكب شود عقوبت مىنمايم يكى از آن دو ، متعه زن است و يكى متعهء حج .
و در بعضى از نسخهها آنكه « ثلاث كنّ على عهد رسول اللّه ؛ انا انهى عنهن و احرمهن و اعاقب عليهن ، متعة النساء و متعة الحج و حى على خير العمل » « 3 » و محقق است و مسلمانان را اتفاق است به آنكه نكاح متعه در صدر اسلام شايع بود و صحابه در زمان رسول خدا به آن عمل مىكردهاند و در زمان أبو بكر و در پارهاى از عهد عمر نيز بود و بعد از آن عمر نهى كرد و مشهور است كه سنى و شيعه را در مسأله متعه نزاع بود ، سنى از شيعه پرسيد كه ترا بر حليّت متعه دليل چيست ؟ شيعه گفت : دليل من قول عمر خطاب است كه در همه جا نقل كردهاند كه او گفت : « كانتا فى زمن رسول اللّه و انا احرمهما » كدام دليل به از اين است كه او مىگويد در زمان پيغمبر بود ؛ پس بفرموده خدا و رسول خدا حلال بوده باشد و مىگفته كه من حرام كردم به او بايد گفت كه تو سر خود را بر ديوار زدى تو خدا نيستى و رسول خدا نيستى ، به تو چه نسبت دارد كه حرام كنى و چرا حرام مىكنى ؟ و سنّى به همين بحث الزام يافت و ساكت شد چه يقين است كه تابع رسول بودن كه از جانب خدا به حلال و حرام امر و نهى مىفرمايد اولى است از متابعت عمرى كه خلافتش به مهربانى أبو بكر صورت يافته و قائم شده بىرضاى خدا و رسول .
و احمد بن حنبل در « مسند » خود نقل كرده است « 4 » از عمران بن حصين كه او
هامش
( 1 ) . شرح تجريد قوشچى ص 483 .
( 2 ) . كنز العمال ج 16 ص 519 ؛ الشافى سيد مرتضى ج 4 ص 195 .
( 3 ) . شرح تجريد قوشچى ص 484 .
( 4 ) . مسند حنبل ج 4 ص 438 .