مىزنم و آنچه بر چهارصد درم افزوده باشد داخل بيت المال مىكنم . پيرزنى حاضر بود برخاسته گفت : اى عمر ! كلام تو اولى به قبول است يا كلام اللّه تعالى ؟ عمر گفت : كلام اللّه تعالى . پيرزن گفت : حق تعالى در قرآن مجيد فرموده كه
آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً
« 1 » عمر گفت « كلكم افقه من عمر حتّى المخدرات فى الحجال » ؛ معنى آيه اين است كه اگر داده باشيد يكى از زنان را مال بسيار به جهت كابين ، پس فرا مگيريد از آنچه دادهاى چيزى . و معنى قول عمر اينست كه جميع شما فقيهتر و داناتريد از عمر حتى پيرزنان در خانهها و يا زنان مخدره در حجلهها ! و بعضى از مريدان عمر به اين نحو عذر گفتهاند كه مراد عمر آن است كه پيروى سنّت ؛ چه واپس گرفتن مال مهر و داخل بيت المال كردن مشروع نيست و روايات هم منافات دارد ؛ چه مروى است كه منع كرد و حرام ساخت و آن زن گفت :
چيزى را از ما منع مىكنى كه حلال ساخته است آن را حق تعالى در كتاب خود . و حقى كه بر زبانش جارى شده آن را تواضع نام كردهاند ؛
پنجم از مطاعن او آنكه حكم كرد به سنگسار كردن زنى كه حامله بود و بار ديگر حكم نمود به رجم ديوانهاى و اول را حميدى در « جمع بين الصحيحين » « 2 » و ثانى را احمد بن حنبل « 3 » از حسن بصرى نقل كرده و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در هر دو بار او را منع فرموده كه اگر زن گناهكار باشد تو را با طفلى كه در شكم او هست چه كار ؟
و ديوانهاى را كه حق تعالى مكلف نساخته و قلم تكليف بر مجنون نيست تا عاقل و هشيار شود ، نبايد حد شرع اجراء نمود . وى در هر مرتبه گفت : « لو لا علىّ لهلك عمر » و اين حكايت دلالت تمام دارد بر كمى علم و قلّت معرفت و بىخبرى او از مسائل شرعى و عذر بدتر از گناه جواب ملا على است كه شايد او خبر از حمل و جنون
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 20 .
( 2 ) . الطرائف ص 471 از جمع بين الصحيحين .
( 3 ) . مسند احمد حنبل ج 1 ص 140 و 154 .