تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
ميراث نمىباشد و حديث وضع و نقل كرد و غصب حقوق سيدهء نساء را به اين جهت صورت داد اگر چه به ملكيّت از ميراث به محض عنادى بود كه با اهل بيت داشته است ليكن حصهء هر يك از ايشان از آن حجره آن قدر نمىشد كه مساوى محل دفن هر يك از پدران ايشان بوده باشد ؛ چه آن حضرت را نه زن بود و همه در آن شريك بودند و مجموع حجره چهار گز در چهار گز بيش نبود ؛ پس همان مفسده به حال خود باشد و در ملك غير بىاذن و رضاى مالك از راه غصب و قهر و غلبه و عصيان مدفون شدند و خانه‌اى كه رسول خدا خاصه خود كرده بود آن را گورستان ساختند و چنانچه او را در حال حيات رنجه مىداشتند ، در حين ممات نيز به وجود و جسم خود رنج پسنديدند و بىرخصت او در خانهء او داخل شدند و پيغمبرى را كه حق تعالى به جهت تعظيم منع فرموده بود عموم ناس را كه در حضور او آواز بلند كنند كه
لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ
« 1 » بيل و كلنگ در پيش مرقد مقدس او بر زمين زنند و خاك به اطراف پاشند و انواع بىادبيها به عمل آرند و از خدا و صاحب آن قبر شرم نكنند و به هر تقدير ، خصومت اهل بيت رسالت احاطه ظاهر و باطن ايشان نموده بود ، أبو بكر و عمر را در آن مكان عالى بىرخصت خدا و رسول او جاى داده و جگرگوشهء مصطفى و نور ديدهء مرتضى و فرزند فاطمهء زهرا يعنى حسن مجتبى را از محل موروثى صورى و معنوى و ظاهرى و باطنى ممنوع ساخته سالك مسالك اظهار كينهء ديرينه شدند و به عنوان طغيان و عصيان و تسلط و تحكم دو روزهء دنيا به عذاب ابدى راضى گشتند
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
« 2 » ؛ ششم از جمله مطاعن أبو بكر كشتن مالك بن نويره است كه يكى از بزرگان قبايل عرب بود و تفصيل اين قصه آن است كه چون أبو بكر خليفه شد مالك مزبور با
هامش
( 1 ) . سوره حجرات ، آيه 3 . ( 2 ) . سوره شعراء ، آيه 227 .