تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
از فاطمه بيعت كردند و پيش از آن أبو بكر ايشان را تكليف به بيعت نكرد و تردد ايشان به مجلس او و بيعت على با او بعد از فاطمه عليها السّلام همه محض دعواست نه مجمع عليه فريقين است و نه در كتابهاى صحاح ايشان مذكور و آنچه مجمع عليه فريقين است ان شاء اللّه تعالى عن قريب مذكور خواهد شد ؛ پنجم از جملهء مطاعن ابى بكر كه موجب طعن بر عمر هم مىباشد اينكه مخالفت قوانين ملت سيد المرسلين بود وصيت كرد كه او را در حجرهء مطهرهء نبويّه دفن نموده و به محل ديگر نبرند و چون عمر هم قائم مقام و جانشين و سالك مسلك او بود او نيز اين بىحيائى و بىادبى را خوش كرده به بدعت أبو بكر عمل نمود و از خدا و رسول او شرم نكرده از مؤاخذهء روز جزا مطلقا انديشه نكردند و آيهء
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ
« 1 » را نشنيده انگاشتند و مريدان و معتقدان ايشان اين عمل قبيح را تأويل نمودند و هيچ اين فكر كردند كه آن حجره يا بر ملكيّت آن حضرت - صلوات اللّه عليه - باقى بوده و به ورثه منتقل شد ، يا داخل صدقات است و انتقال به اهل اسلام يافته ، چنانچه زعم ايشان است ؛ در تقدير اول ، چون حجرهء مطهره در ميان ورثه مشترك بوده و او بىاذن ايشان به قعر و عصيان در آن تصرف كرده وصيت نموده به چيزى كه مخالف دين مبين نبوى است و بر وجه اباحت متصرف ملك غير شدن عين زندقه و مخالفت امر خدا و رسول باشد و در اختيار شق ثانى كه ميانه اهل اسلام مشترك بوده باشد ، همان مفسده را كه در صورت اول داشت مىدارد . و بعضى از جهّال مخالفين از روى جدل گفته‌اند كه چون عايشه و حفصه در آن حجره شريك بودند در حصه‌اى كه به عايشه و حفصه مىرسيد ايشان را دفن كردند نمىدانيم نمىدانستند يا تجاهل نمودند كه اين دعوى او مخالف ادعائيست كه أبو بكر كرد و ميراث فدك را از فاطمه زهرا عليها السّلام منع نمود و گفت كه پيغمبران را
هامش
( 1 ) . سوره احزاب ، آيه 53 .