تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
كه از سوختن آن ، سوختن آنها لازم آيد نداشت ؛ چنانچه روايت كرده‌اند و شايد كه آن فكر را هم كرده باشند و كسان گماشته كه اگر كار به آنجا رسيدى به آب و خاك دفع آتش كنند با آنكه كسانى كه از بضعهء رسول و اولاد او كه پاره‌هاى جگر رسول بودند و خود از او شنيده بودند و غايت محبت او را نسبت به ايشان مىدانستند پروا نكنند و باك از سوختن ايشان ندارند ، از سوختن صورت قبر و مسجد او چه باك خواهند داشت و واقعهء پاره كردن كاغذ فدك و منع آن كمتر ازين نبود با آنكه گفته‌ايم طعن درين اراده‌ايست كه كرده بودند و اشراف بنى هاشم و اعيان قريش را اگر على عليه السّلام منع نمىكرد در شمشير كشيدن تقصير نمىكردند و ليكن امير المؤمنين عليه السّلام ايشان را به صبر امر مىفرمود و مىگفت كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مرا از اين واقعه خبر داده و به صبر امر فرموده ، اگر كار به آنجا مىرسيد به تقصير از خود راضى نبودند و انصار و مهاجر بعضى كين قديمى و بعضى غصهء قتل خويشان داشتند و بعضى دين به دنيا فروختند و بعضى تا رسول اللّه را مىديدند اظهار محبت مىكردند و چون از چشم رفت ، از دل هم رفت و انصار خود روز اول رنجيدند و سعد بن عباده كه رئيس ايشان بود بيعت با ابى بكر نكرد تا كشته شد و به اين جهت خود را به كنار كشيده بودند و حضرت امير المؤمنين را قدرت بر همه كارى داشت و عاجز نبود و ليكن پاس وصيّت رسول خدا مىداشت چنانچه مفصّلا خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى . و اين كه شهرت اين حكايت در مرتبه آنها نيست وجهش اين است كه واقع نشد و الّا همچو آنها شهرت مىكرد و با آنكه به محض اين اراده كه كردند كه مذكور شد بسيارى از اهل سنت هم نقل كرده‌اند و ما بعضى از آن را ذكر كرديم و در ميان شيعه خود شهرتش كم از شهرت كشتن عثمان و واقعهء كربلا نيست اگر بعضى از مخالفان را صرفه نكند كه در ميان عوام خود اين خبر را شهرت دهند و از براى آنكه ابى بكر و عمر را رسوا نكنند اين خبر را از عوام پنهان دارند دور نيست و اينكه بنى هاشم بعد