دعواى خويشى كردند ؛
هفدهم آنكه اذان و اقامه كه سنّت مؤكّده بود و بيست و سه سال پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله هر روز پنج بار مىگفت و ايشان مىشنيدند و جبرئيل از جانب اللّه تعالى بندگان خدا را به آن مأمور ساخته بود ، از آن دو فقره كم كردند و يك فقره بر آن افزودند چنانچه خواهد آمد ؛
هيجدهم آنكه دست بر سينه نهادن را به جهت احياى سنت يهود در ميان امت به يادگار گذاشتند و ارواح يهود را از خود شاد كردند و روح حضرت رسول را از خود آزرده نمودند ؛
نوزدهم آنكه سنت قنوت و رفع يدين را كه از سنّتها مؤكّده نماز بود بر طرف كردند و بسيارى از امت را از اين فيض محروم ساختند و آنچه مذكور شد هر سه در همه شريكند يا به مشورت يكديگر كردند و يا يكى كرده و دوى ديگر به آن رضا دادند و انكار نكردند و در ايام خلافت هر سه اين بدعتها مستمر بوده و در هيچ مذهبى از اين چهار مذهب منكر هيچيك از اينها نشدهاند و در جميع كتب خود نقل كردهاند و كسى منكر اينها نيست بلكه اكثر بدعتها هنوز در ميان است و به آن عمل مىشود و آنچه بعد از اين مذكور مىشود مطاعنى است كه هر يك به آن مخصوص بوده و هر يك را غرضى بوده كه حكم به آن كرده و يا مصلحت دنياى خود را در آن ديده .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 341
مساهمون: المحقق الأردبيلي
ص٣٤١