تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
فرستاد ضرور است و محمد نفهميده كرده است و خدا ندانسته گفته است كه
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى
« 1 » و هر روز مبلغى معين از بيت المال از جهت خرج خود مقرر ساختند و عمر در روزى كه بمرد هشتاد هزار درهم از مال بيت المال در گردنش بود ، حاصل كه بيت المال از پنج ممرّ بيرون نبود : خمس و زكات و جزيه و غنايم و ميراث كسى كه وارثى نداشته باشد و خمس حق بنى هاشم بود نه حق أبو بكر و عمر و به جهت زكات هشت صنف حق تعالى تعيين نموده و ايشان از هيچ كدام نبودند و جزيه به مذهب شيعه و سنّى حق مستحقين است كه زكات را مستحق بودند و بر غير ايشان حرام و غنايم بعد از اخراج خمس ، حق مجاهدان فى سبيل اللّه است و ميراث كسى كه وارث ندارد ، حق فقراء و مساكين عالم است ؛ ايشان از كدام يك بودند كه مال بيت المال را تصرف مىنمودند ؟ و اگر گويند كه خليفه بودند و سعى درين كار مىكردند و حق السّعى مىگرفتند يا اجرت از بيت المال ، در كتاب الهى و سنت رسالت پناهى هيچ نصى وارد هست بر اينكه خليفه را اجرتى بايد داد و چون اجرت از مسلمانان بگيرد پس اجير و مزدور ايشان باشد نه خليفه و امام و چون در كتاب و سنت اجرتى معين نيست و ايشان به جهت خود اجرت معين كرده‌اند پس بدعتى كرده و سنتى وضع نموده باشند . و خود نقل كرده‌اند كه رسول خدا فرمود كه « من سنّ فى الاسلام سنة فعليه وزرها و وزر من عمل بها الى يوم القيامة من غير ان ينقص العامل بها شيئا من وزره » « 2 » ؛ يعنى هر كه بدعتى كند و سنتى قرار دهد كه پيشتر از جانب خدا و رسول مقرر نشده باشد پس بر اوست وزر و و بال آن بدعت و سنت و گناه هر كه آن سنّت را به جاى آورد تا روز قيامت آن نيز در گردن اوست بىآنكه از گناه عمل‌كننده به آن بدعت چيزى كم
هامش
( 1 ) . سوره انفال ، آيه 41 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 13 / 145 با مختصر تفاوت .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 334 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده