تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
و ليس بنكر فى حنين فراره * و فى احد قد فرّ خوفا خيبرا « 1 »
؛ يعنى تعجبى نيست اگر در حنين ابى بكر گريخت كه در احد و خيبر گريخته بود ! و در احد عملى از گريختن قبيح‌تر كردند كه چون شكست اسلام را قوى ديدند و شيطان نداى « ان محمدا قد مات » در داد أبو بكر و عمر صبر نكردند كه روز به شب رسد و ببيند چه مىشود ، فى الحال به در خانهء عبد اللّه بن ابى سلول منافق رفته به دست و پاى او افتادند كه شفاعت اسلام ظاهرى ايشان پيش ابو سفيان بكند و عذر گناه ايشان بخواهد و ابو سفيان ضامن شود كه در مكه كفار را با ايشان كارى نباشد و بعضى عثمان را نيز درين قضيه داخل مىدانند و بعضى مىگويند چون بعد از سه روز پيدا شد در رفتن به خدمت آن منافق همراه نبوده ؛ و منع جمعى نيست ؛ ششم از جملهء مطاعنى كه هر سه در آن شريكند آنكه در وقت احتضار و غسل و كفن و دفن و نماز رسول خدا با آنكه تخلف از جيش اسامه نموده و در مدينه بودند حاضر نيامده پيغمبر خود را گذاشته رفتند به سقيفهء بنى ساعده كه امر خلافت و جانشينى را صورت دهند و كدام طعن با اين برابر تواند شد كه در چنان روز سياهى و وقت بدى و هنگام تباهى زمرهء اصحاب غسل و دفن سيد اولين و آخرين را كه واجب عينى بود و بر همه لازم و رسوم تعزيهء اولاد رسول را كه از اهمّ امور معتبره بود معطل گذاشته در سقيفه جمع شوند كه خلافت ابى بكر را صورت دهند و اين عمل به غير از عداوت اهل بيت و پيروى هواى نفس و حبّ جاه و منصب ، محملى ديگر ندارد ؛ هفتم از جملهء مطاعتى كه شريكند در آن ، بازگرفتن خمس و انفال از اهل بيت طاهرين است كه چون أبو بكر خليفه شد به فرمودهء عمر خطاب آنچه از بهر معاش عايشه و حفصه مقرر شده بود و چندان ساخت و آنچه از براى حسن و حسين و ساير اهل بيت مقرر بود قلم قطع در كشيد كه در وجه لشكر و سپاه كه به جهاد مىبايد
هامش
( 1 ) . الروضة المختاره ص 108 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 333 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده