نداشته باشيم پس چون علم به صدق او داريم به همان علم گواهى دادم و از اين جهت او به « ذى الشهادتين » مسمّى شد . امير المؤمنين عليه السّلام و حسنين و فاطمه عليهم السّلام كه به مقتضاى آيهء تطهير « 1 » و غير آن از آيات مثل آيه
كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
« 2 » كه به اتفاق مفسّرين در شأن ايشان نازل شد ، معصوماند در افعال و اقوال و صادقند ، آيا در گواهى و راستگوئى كمتر از خزيمه خواهند بود ؟ ! پس باقى نماند از مخالفت الّا عناد و مكابره
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
« 3 » .
پنجم از جملهء مطاعنى كه شيوخ ثلاثه هر سه در آن شريكند فرار از جهاد و مخالفت قول حق تعالى و عهد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نمودن ؛ چه حق تعالى جميع امّت محمد را امر نموده بود كه
وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ
« 4 » ؛ يعنى اى بندگان من ، و اى امت محمد ! جهاد كنيد در راه حق تعالى چنان كه حق جهاد است از ثبات قدم و نترسيدن و نگريختن و در آيهء ديگر مىفرمايد كه
وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ وَ كانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُلًا
« 5 » ؛ يعنى به درستى كه اين جماعت كه عهد كرده بودند با حق تعالى - جلّ ذكره - پيش از اين كه در جنگ پشت ندهند و نگريزند و هست عهد خدا پرسيده شده ، يعنى از آن سؤال خواهند كرد و بر نقض و وفاى آن جزا خواهند داد و خلفاى ثلاثه از احد و حنين با وجود آنكه تماشائى بودند به آن رسوائى گريختند كه پيش از اين مذكور شد و در خيبر و در ذات السلاسل كه سردارى لشكر داشتند هم مخفى نيست كه به چهسان گريختند و ابن ابى الحديد در بيتى از قصيدهاش مذكور ساخته و آن بيت اين است :
هامش
( 1 ) . آيه تطهير : سوره احزاب ، آيه 33 .
( 2 ) . سوره توبه ، آيه 119 .
( 3 ) . سوره شعراء ، آيه 227 .
( 4 ) . سوره حج ، آيه 78 .
( 5 ) . سورهء احزاب ، آيه 15 .