تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
و اخطب خوارزمى « 1 » از ابن عباس از حضرت رسالت پناه روايت نموده كه « ان اللّه نصب عليّا بينه و بين خلقه فمن عرفه كان مؤمنا و من انكره كان كافرا و من ساواه بغيره كان مشركا و من جاء بولايته كان فائزا » . و ايضا خوارزمى از رسول خدا نقل كرده كه فرمود : « من اطاع عليا فقد اطاعنى و من انكره فقد انكرنى » « 2 » مضمون اين روايات همه آنكه قول و فعل و نوشته و كردهء آن حضرت بتمامى موافق حق و صدق بوده و حق هرگز از او جدا نبوده و گفته و شهادت او هميشه موافق رضاى خدا و رسول خدا بوده و منكر وى منكر رسول و منكر ايشان در دايرهء كفر داخل و از دايرهء ايمان خارج و هركس او را مساوى و مانند خلايق داند از جمله مشركين باشد و هرگاه كسى را حال و رتبه چنين باشد گواهى او را اگر كسى به علت آنكه به واسطه جرّ نفع است رد نمايد يقين است كه او را از جاده حق و صدق دور و حق را از او دور دانسته و انكار وى نموده و او را نيز چون ساير ناس كه احتمال كذب و خلاف در ماده ايشان جارى است خيال كرده خواهد بود و هر كه او را موصوف به اين قسم امور داند بىدغدغه مخالف كتاب و سنت و خارج از دايرهء قائلين ملت و شريعت باشد . و همچنين حضرت حق تعالى چون در آيهء تطهير تصريح فرموده كه فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام مطهّر و مبرّا از آلايش صورى و معنوىاند بايد كه به هيچ وجه كذب و افترا و مخالفت رضاى خدا و رسول بر زبان ايشان جارى نشده احوال و اعمال ايشان مطابق امر و اشارهء ربانيّه باشد ؛ پس ، از فاطمه زهرا بيّنه طلبيدن و قول حسنين عليهم السّلام را حمل بر جرّ نفع نمودن مستلزم تكذيب حضرت إله و اسناد خلاف واقع به حقّ - جل و علا - كردن و قدم در دايرهء كفر گذاشتن باشد ؛ پس أبو بكر به جهت وضع حديث « نحن معاشر الانبياء » كه بىدغدغه ساختهء او بود و عمر بسبب پاره كردن كاغذ و آزرده كردن فاطمهء زهرا و عثمان ملعون به واسطهء آنكه چون نوبت به
هامش
( 1 ) . الامالى شيخ طوسى ص 487 . ( 2 ) . الامالى شيخ طوسى ص 487 .