تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
سال سجده لات و عزّى كرده باشد چون « خير الامّة » تواند بود ؟ ! و اگر لا بد « خير الامة » باشد ، بايستى عباس بدين مرتبه اولى مىبود كه هم عمّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بود و هم قريشى و هم هاشمى . و نمىگفت : « انّ لى شيطانا يعترينى » « 1 » و نمىگفت : من شاكّم در اسلام خويش و هرگز نگفتى آيا من داخل منافقانم يا نه و نيز ظاهر است كه حضرت مرتضى على عليه السّلام چقدر شكايت از ايشان مىكرد و هميشه مىگفت كه با من خيانت و ظلم كردند و هرگز ايشان را « خير الامة » نگفت و اگر « خير الامة » بودندى ، بر خاندان رسالت و طهارت ظلم روا نداشتندى . و در « عيون اخبار الرضا » در نقل مجلسى كه مأمون با علماى اهل سنت بحث كرده است و در كتاب « كامل بهائى » « 2 » و ديگر كتب معتبره ازين احاديث موضوعه كه علامت وضع و ركاكت از آن لايح است و به آن بر افضليت خلفا دليل گفته‌اند ، بسيار است بلكه در شأن عايشه و عثمان و طلحه و زبير و امثال ايشان هم كه در زمان حكومت بنى اميّه و بنى مروان به جهت عداوت اهل بيت در هم بافته و وضع نموده و زرهاى حرام از ايشان گرفته و دين خود را به دنيا فروخته‌اند ؛ چنانچه مشهور است « 3 » كه ابو هريره بر استرى سوار و غلامان همراه ، از زير ايوانى كه عايشه با زنان چند در آن نشسته بود مىگذشت ، عايشه پرسيد كه اين كيست ؟ گفتند : ابو هريره . گفت : ابو هريره كه باشد كه به اين نحو گذرد ! ابو هريره شنيده و گفت : اى بىبى معذورم دار كه تا چندين حديث دروغ بر پدر تو نبستم به اين استر و به اين طريق سوار نتوانستم شد ! حاصل كه چون عمر عزيز از آن شريفتر است كه صرف نوشتن و جواب دادن اين قسم احاديث موضوعه شود و از آنچه مذكور شد هم قياس حال بواقى مىتوان كرد . به همين اكتفا شد و السلام .
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة ج 1 ص 34 ؛ صواعق ابن حجر ص 7 . ( 2 ) . كتاب كامل بهائى ج 1 ص 118 - 160 . ( 3 ) . « اسرار الامامة » طبرى ص 19 و ص 296 ( نسخه خطى كتابخانه آيت اللّه مرعشى )
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 317 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده