تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
و زن همان دف مىزد چون عمر پيدا شد دف را پنهان كرد ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : شيطان از تو مىترسد اى عمر ! كه اين زن در حضور من و همهء ياران دف مىزد و چون ترا ديد دف را پنهان كرد ! ؟ جواب آنكه دف زدن طاعت بود يا معصيت ؟ اگر طاعت بود نشايد كه به حضور عمر مردم ترك عبادت كنند و اگر معصيت بود ، رسول خدا به منع آن اولى است و چون مىتواند كه رسول خدا و اصحاب او رضا به معصيت دهند با آنكه قوّت بر دفع آن داشته باشند ؟ و شيطانى كه از خدا نترسيد و از همهء پيغمبران نترسيد به قول ايشان و هيچ پيغمبرى نماند كه وسوسه‌اش نكرد ، از عمر ترسيد ؟ آيا عمر اين مرتبه از چه يافته باشد كه لهو و لعب بر رسول خدا روا باشد و او را جايز نباشد ؟ ! و ايضا از سعد وقاص روايت كرده‌اند « 1 » كه جمعى كثير از زنان قريش به نزد رسول اللّه بودند و آوازها بر كشيده سرود مىگفتند كه عمر رخصت طلبيد كه در آيد ، فى الحال آن زنان گريخته رويها پنهان كردند ، چون عمر داخل شد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خنديد . عمر پرسيد كه چه مىخندى ؟ گفت : عجب دارم از اين زنان كه نزد من بودند و چون آواز تو شنيدند پنهان شدند ؛ پس عمر گفت : اى دشمنان نفس خود از من مىترسيد و از رسول خدا نمىترسيد ؟ گفتند : بلى تو افظّ و اغلظى . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : به خدائى كه نفس من در دست اوست كه شيطان در هيچ راهى ترا نمىبيند كه راه ديگر اختيار نكند . « 2 » جواب آنكه حق تعالى رسول را فرمود كه
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ
« 3 » و فرمود در جاى ديگر
لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ
« 4 » ؛ معنى آيهء اول آنكه بگو به زنان مؤمنه كه چشمها را از نامحرم
هامش
( 1 ) . جامع الاصول ، حديث شماره 6445 . ( 2 ) . صحيح بخارى ج 5 ص 13 و 14 . ( 3 ) . سوره نور ، آيه 30 . ( 4 ) . سوره حجرات ، آيه 2 .