تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
داشتن ، كسى را گوش نگفته‌اند و اين معنى از كلام فصيحان از زمين تا آسمان دور است الّا معنى اول كه گويند كار چشم و گوش از ايشان مىآمد و آن را خود بيان كرديم و بر خلاف واقع است . و اما آثارى كه ملا على قرينهء افضليت ساخته : يكى حديث عبد اللّه بن عمر است ؛ و يكى حكايت محمد حنفيه ؛ و يكى قول امير المؤمنين است كه فرمود : بهترين مردمان ، أبو بكر است پس عمر . خدا داند اگر حديث عبد اللّه عمر راست بودى عمر حذيفه را قسم ندادى و نگفتى كه من از منافقانم يا نه ؟ و اگر اينكه بهترين مردمان أبو بكر است صحيح مىبود ، أبو بكر نمىگفت كه مرا شيطانى است كه از را هم مىبرد و فريبم مىدهد « 1 » و كسى كه رسول خدا او را آن مژده دهد شيطان او را چون فريب مىدهد ؟ و اگر آن حرف را كه ملائكه از عثمان شرم مىكنند درست بودى و راستى داشتى ، سيصد تن از اصحاب بر قتل او چون اتفاق مىكردند ؟ و اگر آن حكايت بر محمد حنفيه افترا نمىبود ، چرا در وقتى كه أبو بكر بر منبر بود ، امام حسن و امام حسين دامن او را كشيده مىگفتند : به جاى پدر ما بىرخصت او چرا رفته و نشسته‌اى ؟ « 2 » و چرا حضرت امير المؤمنين عليه السّلام چنانچه زعم شماست تا شش ماه از بيعتش تقاعد مىكرد ؟ و مذهب شيعه خود اين است كه هرگز امير المؤمنين عليه السّلام بيعت نكرد و امام بلافاصله او بود به ديگران ، چرا بيعت كند مگر آنكه از روى تقيه باشد و اگر آن قول كه بر على عليه السّلام افترا كرده‌ايد راست مىبود چرا در چندين خطبه شكايت از ايشان مىكرد ؟ و اگر در هيچ خطبه و هيچ جا از ايشان شكايت نكرده باشد ، همان خطبه شقشقيّه « 3 » در شكايت بس است و اگر آن قول على عليه السّلام بودى نگفتى « لو لا قرب عهد الناس بالكفر لجاهدتهم » « 4 » ؛ يعنى اگر نه آن
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة ج 1 ص 34 ؛ صواعق ابن حجر ص 7 . ( 2 ) . مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 40 . ( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبه سوّم . ( 4 ) . احسن الكبار ( مخطوط ) ص 84 .