اى پيغمبر من ! چرا حرام مىكنى بر خود چيزى را كه حق تعالى بر تو حلال كرده است ؟ و رسول را منع فرمود كه رضاى ايشان در كار نيست و آن حضرت ايشان را عزلت نمود و سورهء نور بدين معنى گواه است كه آن حضرت از دست عايشه و حفصه چه غصهها خورده و صبر نموده و حق تعالى مىفرمايد كه
إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ
« 1 » و از زنان حذر فرموده و در مرض موت پيغمبر چون بىاجازات آن سرور ، پدر را مقدم داشت در نماز و رسول خدا را دلگير ساخت فرمود كه « انكن لصويحبات يوسف » « 2 » و صاحبات يوسف آنان بودند كه حق تعالى در شأن ايشان فرموده
إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ
« 3 » ؛ به درستى كه مكر و كيد شما زنان عظيم و بسيار است . مگر عايشه را به جهت آن دوستر داشته كه محاربه بود و مىدانست كه لشكر خواهد كشيد و در بصره با امير المؤمنين جنگ خواهد كرد ؛ و مگر پدر او را به جهت آن از همه كس دوستر مىداشت كه مىدانست كه بر اولاد و اهل بيت او ظلم خواهد كرد و حق ايشان را غصب خواهد كرد و بىرخصت او در خانهء او نهصد سال خواهد خوابيد « 4 » و بخلاف قول حق تعالى كه فرموده است :
لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ
« 5 » ، عمل خواهد كرد ؛ يعنى بىرخصت نبى در خانههاى او داخل مشويد . بعد از آن هر دو ، عمر خطّاب را دوستر مىداشته به همين اسباب و جهات كه مذكور شد و هزار سبب ديگر كه عن قريب ان شاء اللّه تعالى بعضى از آنها مذكور مىشود .
و حديث ديگر « 6 » آن است كه مىگويند پيغمبر گفت : اگر من مبعوث نمىشدم ،
هامش
( 1 ) . سوره تغابن ، آيه 14 .
( 2 ) . سنن ترمذى ج 5 ص 379 حديث 3692 ؛ شما چو صاحبان كوچك يوسفايد !
( 3 ) . سوره يوسف ، آيهء 28 .
( 4 ) . به جاى « نهصد سال » ، « هزار سال » قيد شده است ( كاشف الحق ص 164 ) .
( 5 ) . سوره احزاب ، آيه 53 .
( 6 ) . ر . ك : الغدير ج 5 ص 312 ؛ ج 7 ص 110 ؛ فضائل الصحابة حنبل ج 1 ص 428 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى