تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از محال خبر داده باشد و اين نيز محال ديگر است . و ايضا حق تعالى فرموده كه
وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسَى
« 1 » ؛ يعنى ما گرفتيم از پيغمبران ميثاق . پس چون مىشود كه از عمر عهد و ميثاق نگرفته به وى وحى فرستد ؟ و اگر عهد و ميثاق گرفته بود ، چرا نفرستاد ؟ مگر واضع اين حديث و قائلانش كه ملا على يكى از ايشان است ، حق تعالى را خالف ميثاق و وعده مىدانند ؟ ! و اما حديث « سمع و بصر » ، با آنكه فرياد مىكند كه من از احاديث موضوعه‌ام ، چشم از براى ديدن و گوش از براى شنيدن است ، كسى را چشم يا گوش مىتوان گفت كه در ديدن و يا شنيدن ، كار چشم و يا گوش اين شخص كند و گفته‌اند خدم و عبيد به منزلهء اعضاءاند كه از يكى كار دست مىآيد و از يكى شغل زبان ، عمرى كه تمام عمر مىگفت چرا چنين كردى و ابا بكرى كه نه رأيش موافق راى رسول بود و نه جنگ گاهى را به آخر رسانيد كه از غير حاضران و يا از گريختگان نباشد ، اين را سمع و آن را بصر يا بر عكس گفتن به هيچ وجه مناسبت ندارد و يك جاى ديگر كه استعمال چشم و گوش مىكنند آن است كه مادر و يا پدرى فرزند خود را ، يا استادى شاگرد رشيد خود را ، يا عاشقى و محبّى معشوق و محبوب خود را ، چشم و گوش گويند ، عمر فظ غليظ پنجاه‌ساله و ابا بكر پير مبهوت شصت‌ساله را چشم و گوش گفتن از فصاحت فصحاء و از بلاغت بلغاء فرسنگها دور است و اين معنى وجدانى است كه صاحب انصاف مىداند و قبول مىكند و اگر واضع اين حديث و قائلانش كه يكى ملا على است پيغمبر را دشمن امير المؤمنين و فاطمه و حسنين مىدانند و مىگويند كه چون پيغمبر مىدانست كه ايشان برين چهار تن ظلم خواهند كرد بنابراين ايشان را عزيز داشته ، چشم و گوش خود مىگفت كه آن چيز ديگر است و حال آنكه اگر كسى را عزيز دارند چشم گويند دور نيست ؛ اما هرگز براى عزيز
هامش
( 1 ) . سوره احزاب ، آيه 7 .