اما صاحب استيعاب « 1 » در ترجمهء بلال از عبد اللّه بن مسعود نقل كرده كه بلال مسلمان شده بود با أبو بكر و عمار و مقداد و سه كس ديگر و كفار ريسمان در گردنش كرده مىگردانيدند و او صبر مىكرد .
و اين روايت دال است بر آنكه أبو بكر ، بلال را قبل از اسلام خريده باشد و بلال به واسطه اسلام در بلا افتاده باشد و أبو بكر قدرت بر خلاصش نداشته باشد ؛ چنانچه مريدان و ديگران بر او بستهاند كه مسلمانان را فدا مىداد و خلاص مىكرد ، اگر راست بود پس چرا صهيب رومى و مقداد و عمار اخلاص نمىكرد ؟ ! و اگر راست بودى چرا عبد اللّه بن مسعود را خلاص نمىنمود ؟ !
و حديث ديگر كه عمرو عاص پرسيد كه كرا دوست دارى ؟ گفت : عايشه را . گفت :
از مردان ؟ گفت : پدر او را .
جواب اين حديث ، اولا آنكه باطل است به حديث طير ؛ چنان كه مخالفان خود ، از أنس بن مالك روايت كردهاند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه خدايا بفرست كسى را كه با من در خوردن مرغ بريان شريك شود و على حاضر آمد - به تفصيلى كه گذشت - و اگر آن حديث كه در فضيلت ابى بكر وضع كردهاند صدق بودى عايشه يا ابا بكر حاضر شدندى و باز معارض است به حديثى كه خود روايت نمودهاند « 2 » كه از عايشه پرسيدند كه دوستترين خلقان نزد رسول اللّه كه بود ؟ گفت : فاطمه . گفتند :
از مردان گفت : شوهر او . و اين هم گذشت و مع هذا از غيرت نيست و از حميّت و مردمى دور است كه كسى نزد فاسق و فاجرى چون عمرو عاص گويد من زن خود را دوست مىدارم با آنكه رسول اللّه هميشه از عايشه و حفصه آزرده بود ؛ چنانچه حق تعالى به آن حضرت عتاب كرد كه
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ
« 3 » ؛ يعنى
هامش
( 1 ) . الاستيعاب ج 1 ص 179 .
( 2 ) . سنن ترمذى ج 5 ص 467 حديث 3900 .
( 3 ) . سوره تحريم ، آيه 1 .