تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
كه ما را در آن حرف نيست ، از آن قبيل است كه متفق عليه فريقين است ؛ پس انكار آن چون توانى كرد ؟ ! و آنچه در باب فضايل شيوخ ثلاثه روايت نموده متفق عليه نيست و شيعه آن را قبول ندارند و مع هذا آنچه در فضايل ايشان نقل كرده معارض است به همان كه خود در مطاعن و مثالب ايشان نقل نموده‌اند و « اذا تعارضا تساقطا » و مع هذا حديث « اقتدوا بالذين من بعدى ابى بكر و عمر » بر او چندين قدح وارد است : يكى آنكه در علم اصول مقرر شده است كه سكوت در معرض بيان ، افادهء حصر مىكند و چون درين جا نام على و عثمان مذكور نشد ، پس لازم مىآيد كه آن هر دو امام نباشند و اقتدا به ايشان نتوان كرد و حال آنكه شما هر دو را امام مىدانيد و اقتدا به هر دو مىكنيد ؟ ! دوم آنكه خود حديث ديگر روايت مىكند اگر چه آن هم مثل اين موضوع است و آن اين است كه مىگويند كه پيغمبر گفت كه « اصحابى كالنجوم بايّهم اقتديتم اهتديتم » « 1 » ؛ يعنى اصحاب من مثل ستارگانند كه همه روشنند و روشنائى مىبخشند به هر كدام از ايشان اقتدا كنيد ، راه مىيابيد . و اين حديث افاده مىكند كه به غير ازين دو ستاره ، به هر يك از اصحاب اقتدا توان كرد ؟ ! سيم آنكه مخالفت بسيار ميانهء اقوال و افعال اين دو خليفه ظاهر شد ، پس لازم مىآيد كه مردمان مأمور باشند كه عمل به چيزهائى كنند كه نقيض هم‌اند و مخالف يكديگرند و لايق به حال پيغمبر خدا نيست كه امر به مختلفات فرمايد ؛ مثل آنكه أبو بكر نص كرد بر امامت عمر و عمر امامت را به شورى انداخت و عمر ، خالد بن وليد را حد فرمود به قتل مالك بن نويره و أبو بكر ابا كرد و گفت : او سيف اللّه است ! ؟ و أبو بكر متعهء حج و متعهء نكاح را حلال دانست و عمر گفت : من هر دو را حرام كردم و عقوبت مىكنم كسى را كه آن دو را بكند ! و أبو بكر امضاء قباله فدك نمود و به
هامش
( 1 ) . جامع الاصول ابن اثير ، حديث شماره 6369 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 295 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده