تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
تقديم ايشان واجب و دلايلى كه خواجه نصير و غير او گفته‌اند ، باطل و از درجه اعتبار ساقط باشد . و جواب آنكه از هر يك ان شاء اللّه تعالى بىشائبه تعصب و تكلف و عناد گفته مىشود . امّا از آيهء قرآن كه
« وَ سَيُجَنَّبُهَا »
« 1 » باشد اينكه شارح طوالع از واحدى روايت كرده « 2 » و او سند خود به عكرمه و ابن عبّاس مىرساند كه ايشان گفته‌اند : در عهد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فقيرى خانه‌اى داشت و شاخ درخت خرمائى از يهودى غنى در خانه او بود و صاحب خرما به آن درخت بالا مىرفت و خرما مىچيد و گاه يكى به بام مىافتاد و طفلان فقير بر مىداشتند آن يهودى از ايشان مىگرفت تا آنكه اگر در دهن نهاده بودند از دهنشان بيرون مىآورد و آن فقير به خدمت رسول اللّه آمده و شكوه نمود . آن حضرت آن مرد را طلبيده فرمود آن درخت را به من بخش و من ضامن شوم كه در بهشت به تو نخلى به از آن بدهم . آن بدبخت گفت : من نخل بسيار دارم اما هيچ‌يك را ازين نخل دوستر ندارم و به كسى نمىبخشم ؛ پس آن بىسعادت رفت . شخصى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سؤال كرد كه اگر آن نخل را من صاحب شوم و به شما بدهم آن نخلى را كه در بهشت وعده فرموديد به من عطا خواهيد كرد ؟ حضرت فرمود كه بلى . آن شخص به در خانه آن مرد رفت و گفت : مرا در مدينه چندين نخل هست بيا آن نخل را به من عوض كن و بعد از ابرام پر و لجاجت بسيار به چهل نخل آن را از آن مرد واخريد و جمعى را طلبيد كه بر آن سودا گواه باشند و به خدمت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آمده گفت : يا رسول اللّه ! آن نخل مال من شد و من به شما بخشيدم . حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله آن فقير را طلبيد و آن نخل را به او عطا فرموده گفت :
هامش
( 1 ) . سوره ليل ، آيه 17 . ( 2 ) . « اسباب النزول » ص 254 ؛ اسرار الامامة طبرى ( مخطوط ) ص 303 ، « بناء المقالة الفاطمية . . . » جمال الدين ابن طاوس ، ص 255 و 256 از « ثعلبى » و « واحدى » نقل كرده است . علامه بياضى ( وفات 877 ق ) در « الصراط المستقيم » ج 3 ص 88 از « شرح طوالع » نقل كرده است .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 292 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده