تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
من كرد ، يعنى آيهء افك . و اما آنچه گفته كه مراد به « اتقى » نمىشود كه على باشد چرا كه مراد از صفت « اتقى » آن است كه نباشد نزد او نعمتى كه جزا خواهد و رسول را بر على ، حق تربيت بود . جوابش آنكه چنانچه ارشاد به اسلام و رهنمائى به دين مبين داخل در نعمتى نيست كه مستحق جزائى باشد از خلق چه آن محض رضاى حق تعالى است ، تربيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز امير المؤمنين عليه السّلام را ازين بابت است ؛ زيرا كه تربيت آن حضرت على عليه السّلام را از براى غرضى نبود و احسان او در حق على به جهت عوضى نه ، بلكه مخصوص رضا و خوشنودى حق تعالى بود با آنكه « اتقى » به معنى « تقى » هم جايز است كه باشد و صيغهء « افعل » در غير تفضيل نيز مستعمل است چنانچه طرفه شاعر گفته :
تمنى رجال ان اموت و ان امت * فتلك سبيل لست فيها باوحد
كه اينجا مراد به « اوحد » كه افعل تفضيل است ، تفضيل نيست و اگر در « اتقى » ارادهء تفضيل كنند بر قول مخالف لازم آيد كه افضل از نبى نيز باشد و اين باطل است ، پس لازم نيامد از آن افضليّت و مراد به قول حق تعالى كه فرموده :
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
« 1 » آن است كه گرامىترين شما نزد اللّه تعالى ، افضل و اتقى از جميع مؤمنان باشد و آن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله است و اگر كسى گويد كه مراد افعل تفضيل است و « اتقى » از بعضى مؤمنان ؛ گوئيم مسلّم نيست كه على عليه السّلام داخل آن بعضى باشد . و اما جواب از احاديثى كه نقل كرده است اينكه حديثى كه معتبر است ، حديثى است كه متفق عليه فريقين باشد و هر حديثى كه متّفق عليه فريقين نباشد ، اعتبارى ندارد و آنچه در شأن امير المؤمنين عليه السّلام و در باب فضايل او نقل شده و خود مىگوئى
هامش
( 1 ) . سوره حجرات ، آيه 13 .