تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
حديث ديگر « لو كنت متخذا خليلا غير ربى ، لاتخذت ابا بكر خليلا لكن هو شريكى فى دينى و صاحبى الذي معى فى الغار و خليفتى فى امتى » « 1 » يعنى اگر من به غير از خدا دوستى مىگرفتم ، ابا بكر را دوست مىگرفتم ليكن او شريك من است در دين و يار غار من است و خليفه من است در امّت من ؛ و حديث ديگر كه « اين مثل ابى بكر ، كذبنى الناس و هو صدقنى و آمن بى و زوّجنى ابنته و جهّزنى بماله و اسانى بنفسه و جاهد معى ساعة الخوف » « 2 » ؛ يعنى كجاست مثل ابى بكر كه مردم همه تكذيب من كردند و او تصديق من نمود و به من ايمان آورد و دخترش را به زنى به من داد و به مال خود مرا همراهى كرد و با من به نفس خود مواسات نمود و جهاد كرد با من در وقت خوف و ترس ؛ و حديث ديگر كه عمرو عاص روايت كرده مىگويد كه گفتم به رسول اللّه كه كدام يك از مردمان دوسترند به نزد تو ؟ گفت : عايشه . گفتم : من از مردان سؤال كردم ؟ گفت : « ابوها » ؛ يعنى پدر او . گفتم : بعد ازو ؟ گفت : عمر بن خطّاب « 3 » . و حديث ديگر آنكه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفته اگر بعد از من رسولى مىبود ، هرآينه عمر مىبود « 4 » . و حديث ديگر كه ابا بكر و عمر را ديد و گفت : « هذان السمع و البصر » « 5 » ؛ يعنى اين هر دو گوش و چشم‌اند . و اما آثار يعنى آنچه در خبرها وارد شده كه دلالت بر افضليت ايشان مىكند : يكى آنكه ابن عمر گفته كه من با كسى حرف مىزدم در حضور رسول اللّه كه آيا بعد از پيغمبر كه افضل باشد ؟ شنيد و گفت : أبو بكر ، پس عمر ؛ پس عثمان . « 6 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : الغدير ج 5 ص 311 با مختصر تفاوت ، ابن ابى الحديد نيز اين حديث را جعلى مىداند ( شرح نهج البلاغه 11 / 49 ) . ( 2 ) . ر . ك : الغدير ج 5 ص 327 . ( 3 ) . سنن ترمذى ج 5 ص 472 ؛ ولى ادامه حديث كه دربارهء « عمر » مىباشد ، را ندارد . ( 4 ) . سنن ترمذى ج 5 ص 385 . ( 5 ) . ر . ك : الغدير ج 7 ص 296 ؛ صواعق ابن حجر ص 78 ؛ فضائل الصحابة ج 1 ص 432 . ( 6 ) . تاريخ الخلفاء ص 45 با مختصر تفاوت .