او و بعضى از آنها گذشت « و وجوب محبته » « 1 » ؛ يعنى و از جهت وجوب محبت او ؛ چنانچه از حديث و آيهء ذى القربى بيان آن شد
و « تميّزه بالكمالات النفسانية و البدنية و الخارجية » « 2 » ؛ يعنى و از جهت امتياز آن حضرت از ساير مردمان به كمالات نفسانى چون علم و سخاوت و شجاعت و حسن خلق و زهد و تقوى و غير آن و كمالات بدنى همچون زيادتى قوت كه از كندن در از خيبر و برداشتن سنگ از سر چاه ظهور يافته و هزار ركعت نماز گزاردن و روزهء تابستان گرفتن و كمالات خارجى همچو پسر عم رسول و زوج بتول و پدر سبطين بودن و پيش از همه كس ايمان آوردن .
و بعد از آنچه اجمالا گفته ، به تفصيل بيان نموده و فرموده : « و اشرفهم خلقا و اطلقهم وجها » « 3 » يعنى خلق نيكو و گشاده روئى آن حضرت به مرتبهاى بود كه حد بشر نيست حتى آنكه نسبتش كردند به « دعابه » يعنى گفتند مزاحكننده است و صعصعة بن صوحان در مدح او گفته كه در ميان ما چنان بود كه گويا يكى از ماست و مع هذا از مهابتش در روى او نگاه نمىتوانستيم كرد « و اقدمهم ايمانا » « 4 » ؛ يعنى پيش از همه كس ايمان به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آورده بود ؛ چنانچه حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه « بعثت يوم الاثنين و اسلم علىّ يوم الثّلثاء » « 5 » ؛ يعنى من روز دوشنبه مبعوث شدم و على در روز سه شنبه به من ايمان آورد « و افصحهم لسانا » « 6 » ؛ يعنى از همه امت فصيحتر بود ؛ و كتاب مستطاب نهج البلاغه درين معنى گواه بس است « و اسدهم رأيا » « 7 » ؛ يعنى از روى راى و تدبير از همه كس در پيش بود و در هر حربى و
هامش
( 1 ) . تجريد الاعتقاد ص 288 .
( 2 ) . تجريد الاعتقاد ص 292 .
( 3 ) . تجريد الاعتقاد ص 276 .
( 4 ) . تجريد الاعتقاد ص 277 .
( 5 ) . مناقب ابن شهر آشوب ج 2 ص 14 .
( 6 ) . تجريد الاعتقاد ص 277 .
( 7 ) . تجريد الاعتقاد ص 280 .