و ايضا از براء بن عازب نقل كرده كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله شنيدم در حالتى كه حسن را بر دوش داشت فرمود : « اللهم انى احبه فاحبه » « 1 » ؛ يعنى خدايا ! من اين را دوست مىدارم ، تو هم دوستش دار .
و ايضا از اسامة بن زيد روايت نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود در وقتى كه آن هر دو گوشواره عرش را بر زانوى مبارك داشت كه « هذان ابناى و ابنا ابنتى اللهم انك تعلم انى احبهما فاحبهما ثلاثا » « 2 » ؛ يعنى اين هر دو پسران من و پسران دخت مناند ، خدايا ! تو مىدانى كه من دوست مىدارم اين هر دو را ، تو نيز اين هر دو را دوست دار و اين كلمه را سه بار پىدرپى گفت و من مىشنيدم .
و از جابر بن عبد اللّه انصارى مروى است كه گفت : به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله رفتم ديدم كه حسن و حسين عليهما السّلام را بر دوش داشت و مىگفت : « نعم الحامل حاملكما و نعم العدلان انتما » « 3 » ؛ يعنى خوش باركشى است بردارندهء شما و بهترين بار است بار او كه شمائيد .
و صاحب كتاب نهاية الطالب حنبلى به سند خود از ابن عباس نقل كرده « 4 » كه گفت : نزد رسول صلّى اللّه عليه و آله در حالتى كه حسين را بر ران راست و ابراهيم پسرش را بر ران چپ داشت و گاهى آن را و گاهى اين را مىبوسيد كه جبرئيل عليه السّلام نازل شد و گفت :
حق تعالى ترا سلام مىرساند و مىفرمايد اين هر دو را به تو نمىگذارم ، يكى را فداى ديگرى كن ؛ پس به هر كدام كه نگاه كرد گريست و فرمود : مادر ابراهيم كنيز است اگر ابراهيم برود غير از من كسى اندوهگين نخواهد شد و مادر حسين فاطمه است و پدرش على كه گوشت و خون و پوست من است اگر او برود فاطمه و على
هامش
( 1 ) . عمدة ابن بطريق ص 465 از « براء بن عازب » نقل كرده .
( 2 ) . تاريخ دمشق ( ترجمه الامام الحسن عليه السلام ) ص 97 از اسامة بن زيد نقل كرده .
( 3 ) . تاريخ دمشق « ترجمه الامام الحسن عليه السلام » ص 93 .
( 4 ) . الطرائف ص 202 از نهاية الطالب نقل كرده .