تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
قيامت مگر حسب و نسب من . و اگر ما اراده كنيم كه از مقامات كريمه و مناقب سنيّه و حالات شريفه على ابن ابى طالب بيان نمائيم طومارها پر شود و عمرها به آخر رسد و هنوز بيان آن نشده باشد ؛ چه مولد و منشأش كريم است و اصل و نسبش صحيح است و علم و عملش بسيار است و از بيش بيشتر است با زبان فصيح و بليغ و كلام عجيب و رسول را حبيب ؛ خلقش با خلقش مساوى است و ظاهرش با باطن موافق ؛ نويش با كهنه همسان و گذشته‌اش با آينده هم‌عنان . تا اينجا كلام جاحظ است كسى كه دشمن از احوال او چنين گويد ، دوست در اوصاف او چه خواهد گفت ! و اينكه نام جاحظ به دشمنى مذكور شد حمل بر تعصب و عناد نشود ، چه از جملهء چيزهائى كه از او به ظهور آمد ، يكى آن است كه در زمان مأمون خليفه به اميد آنكه تقرّبى حاصل كند اظهار نمود كه امامت به ارث است و وارث پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله عم او ، عباس بود و على را نمىرسيد كه طلب خلافت نمايد اگر چه واضع اين اعتقاد ابو مسلم بوده ؛ پس اگر آنچه او در مدح آن حضرت گفته است به موجب
يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ
« 1 » به زبان گفته و دلش از آن بىخبر است حق تعالى كلمهء حق بر زبانش جارى كرده تا روز قيامت بر او حجت باشد و اگر از بابت معاويه است كه با خواص اصحاب خود كه مىنشست مداحى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىكرد و يك يك از صفات كمال آن حضرت را مىشمرد و چون به عوام مىرسيد ، امر به حرب و قتل على عليه السّلام مىنمود و بر سر منبرها حكم به سبّ و لعن آن حضرت مىكرد ؟ ! هر دو اقتدا به شيطان كرده خواهند بود ؛ زيرا كه مخالفان خود نقل مىكنند كه شيطان تسبيح و تقديس حق تعالى مىكرد و سجدهء آدم را شرك مىدانست و مخالفت امر خدا نمود و به لعن و طرد راضى شده و ملعون و مطرود گشته اين عمل را محبت نام نهاد . « اللهم العنه و العن من تبعه لعنا أبديا سرمديا » .
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 167 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 276 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده