فضيلت دهم : نسب شريف آن حضرت است كه كسى در شرافت نسب به او نمىتواند رسيد و چنان كه خود فرمود كه « نحن اهل البيت لا يقاس بنا احد » « 1 » ؛ يعنى ما اهل بيت رسوليم كسى را در نسب به ما قياس نتوان كرد .
و جاحظ كه از متعصّبان اهل سنت است و عداوت على را جزء ايمان مىداند درين قول تصديق آن حضرت كرده « 2 » و گفته است : چون قياس توان كرد به ايشان كسى را و حال آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يكى از ايشان است و مراد از « طيبان » كه در حديث واقع شده ، على و فاطمه است و « سبطان » ، حسن و حسيناند و « شهيدان » ، حمزه عمّ آن حضرت و جعفر ذو الجناحين است كه برادر مرتضى على است و « سيد الورى » ، عبد المطلب و « ساقى الحجيج » ، عباس است و همه از ايشانند و مراد از « مهاجرين » ، كسانىاند كه با ايشان از مكه به مدينه رفته باشند و مراد از « انصار » ، طايفهاى است كه يارى و مددكارى ايشان نموده و « صدّيق » كسى است كه ايشان را تصديق كرده باشد و « فاروق » آنكه ميان حق و باطل در ايشان فرق كرده باشد و « حوارى » دوستدار ايشان است و « ذو الشهادتين » آنكه شهادت از براى ايشان داده و هيچ چيزى در دنيا نيست مگر آنكه در ايشان يا از ايشان يا از براى ايشان باشد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده كه من دو چيز را در ميان شما گذاشته مىروم : يكى كتاب خداست كه ريسمانى است كشيده از زمين تا آسمان ، هر كه چنگ در آن زند رستگار مىشود ؛ و يكى عترت و ذريّت من ، و لطيف و خيبر مرا خبر داده كه اين هر دو از هم جدا نمىشوند تا در كنار حوض كوثر به من رسند . و اگر ايشان چون ديگران مىبودند عمر بن خطّاب در وقتى كه اراده دامادى داشت نمىگفت كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : « كل حسب و نسب منقطع يوم القيامة الا حسبى و نسبى » « 3 » ؛ يعنى هر سببى و نسبى كه باشد بريده مىشود و بر طرف مىگردد در روز
هامش
( 1 ) . كشف الغمه ج 1 ص 30 و اسرار الامامة طبرى ص 211 .
( 2 ) . كشف الغمه ج 1 ص 29 و 30 از رساله جاحظ نقل كرده است .
( 3 ) . احقاق الحق ج 10 ص 216 .