فضيلت نهم : جهاد است . دوست و دشمن را اتفاق است كه استحكام بناى دين مصطفى به شمشير آبدار دشمن شكار مرتضوى است حتى آنكه ملائكه كرام تعجب مىنمودند از ثبات قدم او در معارك و انداختن خود را در مهالك ، چه در غزاى بدر كه آن را داهيهء عظمى گفتهاند و اول حربى بود كه مسلمانان به آن مبتلا شدند ، همچون نوفل بن خويلد كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله چون او را در ميدان ديد فرمود : « اللّهم اكفنى نوفلا » ؛ يعنى خدايا شر نوفل را از من بازدار . و چون حضرت امير عليه السّلام او را به قتل آورد ، آن حضرت فرمود كه « الحمد للّه الذي اجاب دعوتى فيه » ؛ يعنى حمد مر خداى را كه دعاى مرا در حق او به اجابت رسانيد و همچو وليد بن عتبه و عاص و چندين تن ديگر را كه اكثر از صناديد و مبارزان قريش و در ميان عرب به شجاعت مشهور بودند به قتل مىرسانيد تا عدد ايشان به سى رسيد « 1 » و عدد كشتگان كه همه مسلمانان به مدد ملائكه به قتل رسانيده بودند ، برابر عدد كشتگان آن حضرت بود و به قولى از آن حضرت بيشتر بوده و در احد كه جميع مسلمانان راه فرار در پيش گرفتند و شيطان در مدينه ندا كرد كه محمد صلّى اللّه عليه و آله كشته شد و در ميدان به غير از آن شير بيشه شجاعت و پردلى يعنى امير المؤمنين عليه السّلام كسى ديگر نماند ، فوج فوج كه به قصد كشتن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىآمدند آن حضرت شكست مىداد و ملكى از آسمان نداى « لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار » به گوش مردم مىرسانيد و جبرئيل آن روز با رسول اللّه فرمود : « ما يمنعه عن ذلك هو منّى و انا منه » و آن حضرت در آن روز پاى مردى قائم كرد تا كفّار به هزيمت شدند و در غزاى خندق كه كفار از سه طرف مدينه آمدند چنانچه حق تعالى فرموده
إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ
« 2 » تا به آخر آيه و مسلمانان كمال ترس و واهمه داشتند عمرو بن عبد ود را كشت و پشت ايشان را شكست .
هامش
( 1 ) . در بعضى از نسخهها « سى و شش » آمده است .
( 2 ) . سوره احزاب ، آيه 10 .