تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
غيب خود هيچ كس را مگر آن كس را كه بپسندد از رسول و فرستادهء خود تا معجز وى باشد و هرچه امير المؤمنين و ساير ائمه معصومين عليهم السّلام از آن خبر مىدادند از جانب پيغمبر بود و اطلاع پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بر مغيبات بىواسطهء بشر است و اطلاع اوصياء به واسطهء آن حضرت سبحان اللّه اهل بيت پيغمبر كه به واسطهء آن سرور از غيب خبر داده باشند منكر آن شدن و نسبت اطلاع بر علوم غيبيه به صوفيه كه مخالفان اهل بيت پيغمبرند دادن آيا چه سبب داشته باشد اين معنى را ؟ سبب ديگر نخواهد بود به جز عداوت اهل البيت . طرفه آن است كه معاندان از براى عمر كه نمىدانست كه كدام دست دزد را بايد بريد و مجنون و حامله را رجم نمىتوان كرد ، اثبات دانستن غيب كرده‌اند و گفته‌اند بر حال ساريه مطلع بود و انكار خبر دادن امير المؤمنين عليه السّلام از غيب مىنمايند با آنكه قائلند كه « لو كشف الغطاء » كلام آن حضرت است و او را صادق مىدانند و قبول دارند كه « سلونى عن طرق السماء و سلونى عما دون العرش » فرمود و در آن صادق بود اما هرگاه عناد و عداوت بر ايشان غلبه كرد و تعصب مخالفان در دل جمعى از ايشان جوش زد اين معانى را فراموش مىكنند . « 1 » مجملا از خبر دادن امير المؤمنين عليه السّلام مخالف و مؤالف در كتب خود آن قدر ذكر كرده‌اند كه از حيز حد و حصر بيرون است و اين كتاب گنجايش بيش ازين كه مذكور شد ، ندارد و اگر كسى بيشتر خواهد به كتب مبسوطه رجوع نمايد . و در آن صادق بود اما هرگاه عناد و عداوت بر ايشان غلبه كرد و تعصب مخالفان در دل جمعى از ايشان جوش زد اين معانى را فراموش مىكنند . مجملا از خبر دادن امير المؤمنين عليه السّلام مخالف و مؤالف در كتب خود آن قدر ذكر كرده‌اند كه از حيز حد و حصر بيرون است و اين كتاب گنجايش بيش ازين كه مذكور شد ، ندارد و اگر كسى بيشتر خواهد به كتب مبسوطه رجوع نمايد .
هامش
( 1 ) . « نسبت اطلاع . . . . فراموش مىكنند » در كاشف الحق نيست ( كاشف الحق ص 148 ) .