وقتى كه از سفر مراجعت نموده بود ايستاده زار زار مىگريست چون از سبب آن پرسيدند فرمود كه اين زمين كربلاست و جمعى درين مكان كشته شوند كه بىحساب داخل بهشت شوند و محل خيمه و مكان جنگ و جاى شهادت همه را نشان داد و بر ايشان گريست و از گريهء آن حضرت رفقا نيز به هاىهاى گريستند ؛ پس روانه شد و هيچ كس تأويل قول آن حضرت را نمىدانست تا آنكه واقعهء هايلهء شهيدان ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام روى نمود در آن وقت هر كه از آن همراهان مانده بود دانست كه مراد آن حضرت عليه السّلام اين واقعه بوده است .
و ديگر خبر دادن عمارت بغداد و مدت پادشاهى بنى عباس و احوال ايشان و ابتداى آمدن مغول و انتهاى احوال بنى عباس بود و لهذا چون هلاكوخان بغداد را محاصره نمود اهل حله آمدند و نويد فتح دادند و آنچه آن حضرت فرموده بود به عرض هلاكو رسانيدند و خط امان گرفتند و تفصيل اين خبر در محل خود مذكور است « 1 » .
و بعضى از معاندين درين مقام مناقشه كردهاند كه به موجب نص قرآنى كه
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ
« 2 » و
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ
« 3 » و ديگر آيات داله بر اين معنى علم غيب مخصوص به خداى تعالى است پس جايز نباشد كه گويند كسى غير از حق تعالى از غيب خبر داده چنانچه در احاديث نبوى منع از آن وارد شده و آنچه شما به على نسبت مىدهيد موهم اينست كه از غيب خبر داده باشد .
جواب آن است كه حضرت اللّه تعالى مىفرمايد كه
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ
« 4 » ؛ يعنى مطلع نمىگرداند اللّه تعالى بر
هامش
( 1 ) . كشف اليقين علامه حلى ص 80 .
( 2 ) . سوره انعام ، آيه 59 .
( 3 ) . سوره لقمان ، آيه 34 .
( 4 ) . سوره جن ، آيه 26 .