اولاد عمر بن خطاب و عبد اللّه بن زبير و مروان حكم و غيرهم . « 1 »
و ارباب سير نقل كردهاند « 2 » كه ابو دلف عجلى كه از علماى نامدار است غلو او در تشيع مرتبهاى بود كه روزى در مجلسى مىگفت كه هر كه در تشيع غلو ندارد ، ولد الزناست ! پسرش با مصاحبان گفت كه من در تشيع غلو ندارم . چون اين خبر به او رسيد ، گفت : اللّه اكبر ! راست مىگويد من مادر او را خريدهام استبراء ننموده با او مباشرت كردم و حرامزادگى او از آن است . « 3 »
و از امّ السّلمه مروى است كه گفت از رسول خدا شنيدم كه فرمود : « لا يحبّ عليا منافق و لا يبغضه مؤمن » « 4 »
و مسلم و ترمذى و نسائى كه از اكابر محدّثين اهل سنتاند از زرّ بن حبيش كه از اكابر تابعين است نقل كردهاند « 5 » كه او گفت : از على بن ابى طالب عليه السّلام شنيدم كه گفت : « و الّذى فلق الحبّة و برىء النسمة انه لعهد النّبىّ الامّىّ صلّى اللّه عليه و آله إلىّ ان لا يحبّنى الا مؤمن و لا يبغضنى الا منافق » ؛ يعنى قسم به آن كسى كه شكفت و رويانيد دانه را و آفريد آدمى را كه عهد كرد نبى امّى با من و معهود است ميانه من و آن پيغمبرى كه از مكه بود ، چه مكه را « امّ القرى » گويند يعنى مادر شهرها و قريهها و آن حضرت منسوب به آنجاست ، كه دوست نمىدارد مرا مگر كسى كه مؤمن باشد و دشمن نمىدارد مرا مگر كسى كه منافق باشد اگر عارف معارف احوال اصحاب مودّت و ارباب شقاق را به زيادتى احتياج باشد به واقعهء « ليلة العقبه » و ظهور نفاق جمعى كه ايشان را از اصحاب مىشمارند رجوع نمايد تا معنى نفاق را بداند و آن حكايت مفصلا ان شاء اللّه تعالى بيان خواهد شد .
هامش
( 1 ) . كاشف الحق يك بيت شعر دارد ( ص 130 ) .
( 2 ) . كشف اليقين علامه حلّى ص 482 ؛ وفيات الاعيان ج 4 ص 75 ؛ مجالس المؤمنين ج 2 ص 410 .
( 3 ) . يك بيت شعر دارد ( ص 131 ) .
( 4 ) . صحيح ترمذى ج 5 ، ص 400
( 5 ) . صحيح مسلم ج 1 ص 61 ؛ صحيح ترمذى ج 5 ، ص 412 ؛ صحيح نسائى ج 2 ص 271 .