و چون دوستى على موجب داخل شدن بهشت و دشمنى و ايذاى او موجب دوزخ است ، اقتدا به او واجب باشد و تابع او شدن بر همه كس لازم و تقديم غير بر او موجب اهانت و آزار او است و آزار او آزار خدا و رسول است ؛ و ديگر آنكه ثابت شد كه دوستى او موجب نجات است و دشمنى او باعث هلاك و طريق دوستى فرمانبردارى اوامر اوست و ترك مناهى او ؛ پس هرگاه كسى بعد از رسول خدا ديگرى را بر او مقدّم دارد ، فرمانبردارى او نكرده و از طريقهء دوستى او به در رفته در سلك دشمنان و موذيان او منتظم شده و از طريق نجات به در رفته و گمراه گشته ؛ پس تقديم آن حضرت عقلا و سمعا واجب باشد .
و قاضى مير حسين در « شرح ديوان » از شيخ نجم الدين كبرى روايت كرده « 1 » كه در واقعه ديدم كه رسول خدا در موضعى ايستاده و على عليه السّلام در پهلوى او ايستاده پيش رفتم و با على عليه السّلام مصافحه كردم ، به خاطرم رسيد كه در كتب احاديث ديده و شنيدهام كه هر كه با على عليه السّلام مصافحه كند داخل بهشت شود پرسيدم كه يا على ، اين حديث صحيح است يا نه ؟ آن حضرت فرمود : صدق رسول اللّه ! هر كه با من مصافحه كند داخل جنت مىشود . و ايضا نقل كرده كه از شافعى پرسيدند كه در شأن على عليه السّلام چه مىگوئى ؟ گفت : در شأن كسى چه توان گفت كه او را سه چيز جمع شده باشد كه از براى هيچ فردى از افراد بنى آدم اين جمعيّت دست نداده باشد : چه او بخشش با وجود فقر و درويشى داشت ؛ و شجاعت و دليرى را با رأى و تدبير ؛ و علم را با عمل و اين بيت خواند :
انا عبد الفتى انزل فيه هل أتى * الى متى أكتمه أكتمه الى متى « 2 »
؛ يعنى من بندهء آن جوانم كه نازل شده است در شأن او سورهء مباركه « هل اتى » به سبب جودى كه كرد تا كى پنهان توانم داشت دوستى او را ؟ تا كى پنهان توانم
هامش
( 1 ) . مجالس المؤمنين ج 2 ص 74 از « شرح ديوان ميبدى » نقل كرده است .
( 2 ) . مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 88 به جاى « عبد الفتى » ، « مولى الفتى » ذكر شده .