چنانچه من قتال كردم به تنزيل قرآن . پس ، از آن ميانه أبو بكر پرسيد كه آن كس من باشم يا رسول اللّه ؟ گفت : نه . بعد از آن عمر گفت : يا رسول اللّه ، آن كس من باشم ؟
فرمود : نه و ليكن آنكه من مىگويم خاصف نعل است يعنى آن كس كه نعل را پينه مىكند . و اتفاقا در آن وقت امير المؤمنين عليه السّلام در حجرهء فاطمه عليها السّلام نعلين رسول خدا را كه محتاج پينه زدن شده بود ، پينه مىزد .
و در بعضى از روايات تتمهء اين حديث است و در « صحيح مسلم » و در « جمع بين الصحاح الستّه » حديثى جداگانه « 1 » است و به سند جداگانه نقل شده كه از رسول خدا مروى است و خوارزمى به اسناد خود از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده « 2 » كه جمعى از قريش در رحبه جمع شدند و هر كدام حرفى مىزدند تا آنكه رسول را غضبناك ساختند و آثار غضب در بشره مباركش ظاهر شد پس گفت :
« لتنتهن يا معشر قريش او ليبعثن اللّه عليكم رجلا منى امتحن اللّه قلبه بالايمان يضرب رقابكم على الدين قيل : يا رسول اللّه هو ابو بكر ؟ قال : لا فقيل عمر . قال : لا و لكنه خاصف النعل فى الحجرة او الذي فى الحجرة خاصف النعل » ؛ يعنى بايد كه بازايستيد شما اى گروه قريش از اين ارادهها و گفتگوها و اگر ممنوع نشويد هرآينه بر انگيزد خدا بر شما مردى را از ياران من كه دل او مطمئن و محكم شده باشد در ايمان به خدا يعنى شكى و شبههاى در خدا و رسول و روز قيامت نداشته باشد و گردنهاى شما را مىزده باشد در راه خدا و چون حضرت رسول اين كلام را تمام كرد شخصى پرسيد كه يا رسول اللّه آن كس ابى بكر خواهد بود ؟ فرمود : نه . ديگرى گفت :
پس عمر خواهد بود ؟ گفت : نه و ليكن خاصف نعل است در حجره يا به اين روش فرمود كه آن كسى كه در حجره خصف نعل مىكند . و اتفاقا بند نعلين رسول خدا پاره
هامش
( 1 ) . صحيح ترمذى ج 5 ص 34 ؛ فضائل الصحابة حنبل ج 2 ص 63 ؛ الطرائف ص 70 و عمدة ابن بطريق ج 2 ص 283 نهج الحق ص 220 از « جمع بين الصحاح الستة » نقل كردهاند .
( 2 ) . مناقب خوارزمى ص 142 .