حرب مىكرد ، ملك اين ندا كرده باشد و در بعضى روايات مخالفين آمده كه « ذو الفقار » از آسمان نازل شده و نزد ما اين صحيح است و ابن ابى الحديد در قصيده مشهورهاش به آن اشاره نموده و شعرش اين است :
و حيث الوميض الشعشعانيّ فايض * من المصدر الأعلى تبارك مصدرا
فليس سواع بعد ما بمعظّم * و لا اللات مسجودا لها و معفّرا « 1 »
؛ يعنى تا برق تيغ تابنده او كه از آسمان نازل شده بود بر اهل زمين تابيد ، نه « سواع » را كسى تعظيم كرد و نه شخصى پيش « لات » پيشانى بر زمين نهاد . سواع و لات نامهاى بتانى است كه كفار تعظيم آنها مىكردند و يكى از اكابر در شرح اين قصيده گفته « وميض » ، برق است و آن را استعاره كرده به نور قدرت و شعشعانى يعنى پهن شده و منبسط گشته و « مصدر » ، موضع صدور است كه به معنى رجوع باشد و مراد از « اعلى » ، علو شأن است نه بلندى جهت و « تبارك » به معنى بارك است و بركت ، نمو و زيادتى است ؛ مراد آنكه مكان شريفى كه فخر كرده به آن سدرة المنتهى و فايض شده بر او نور از حضرت الهى كه آن پشت مبارك رسول است كه قدمگاه على عليه السّلام شده و ملايك را محل تعجب گشته و شرف از آن زياده نمىشد و تا آن حضرت در آن وقت آن بتان را شكست ديگر كسى تعظيم آنها نكرده . « 2 »
يكى از معاندين اهل سنت انكار آمدن « ذو الفقار » از آسمان نموده و گفته مقصود رافضيان آن است كه دروغى بر على عليه السّلام ببندند تا فضيلت او را زيادت كنند و يكى از شيعيان متوجه جواب شده و گفته كه آمدن « ذو الفقار » از آسمان در اخبار صحيحه واقع شده و اين را عجب نبايد داشت كه از آسمان تيغ آيد چرا كه بهتر از تيغ ، از آسمان چيزها مثل قرآن و مرغ بريان و ميوهء بهشت و طعام جنّت آمده و تو نيز مىدانى كه تيغ را نيز همان حكم است و حامل آن تيغ ، على بود نه غير او .
هامش
( 1 ) . كتاب « الروضة المختاره » ص 106 .
( 2 ) . يك بيت شعر از حكيم سنائى و دو بيت از مولوى ( كاشف الحق ص 127 ) .