تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
شيخ عبد الجليل رازى در جواب گفته « 1 » كه دروغ زن طايفه‌اى باشند كه خدا را ظالم گويند و رسول را عاشق و امام را مخطى نامند و آن ناصبيانند چه مىگويند كه شايد كه خدا پيغمبران را به دوزخ برد و كافران را به بهشت و از براى داود و يوسف و پيغمبر ما ، اثبات ميل و محبت كرده‌اند و امام را جايز الخطا مىدانند و چون ذو الفقار از آسمان بيارند شيعيان آن را معجزه رسول خدا خوانند نه معجزه على عليه السّلام و درين تعجبى نيست چرا كه از جهت عيسى عليه السّلام مائده از آسمان آمد و از براى پيغمبر ما طعام بهشت و اگر شمشير هم بيايد عجب نباشد ؛ عجب آن است كه واعظان شما چون درّه عمر را وصف مىكنند ، يكى مىگويد كه از پوست ناقه صالح بود و ديگرى مىگويد كه از كبش اسماعيل بود و ديگرى از پوست گوسفند شعيبش مىداند نمىدانم كه در آن سه هزار سال آن پوست را كه نگاه مىداشت تا درّه او شود ؟ ! و اگر آن رواست اين را نيز روا بايد داشت كه تيغى كه مرتضى على براى نصرت شريعت مصطفى بدان كفار را كشد قلعه‌هاى كفر را گشايد و قواعد اسلام را ممهّد گرداند ، خداى تعالى از آسمان به مصطفى صلّى اللّه عليه و آله فرستد و او به داماد و پسر عمّ خود دهد ، يا دست از آن ببايد داشت و يا انكار اين نبايد كرد . حديث ديگر آنكه در « مسند احمد حنبل » مذكور است « 2 » و در « مناقب » خوارزمى مسطور « 3 » و در السنهء اهل حديث مشهور است كه رسول خدا فرمود كه « ان منكم من يقاتل على تأويل القرآن كما قاتلت على تنزيله ؛ فقال : أبو بكر انا هو يا رسول اللّه ؟ ! قال : لا . قال عمر : انا هو يا رسول اللّه ؟ قال : لا و لكنّه خاصف النعل . و كان على يخصف نعل رسول اللّه فى الحجرة عند فاطمه » ؛ يعنى رسول خدا خطاب به اصحاب نموده فرمود كه از شما كسى باشد كه قتال و جهاد كند با گروهى بر تأويل قرآن
هامش
( 1 ) . النقض عبد الجليل رازى ص 566 الى ص 570 . ( 2 ) . مسند حنبل ج 3 ، ص 33 [ فضائل الصحابة حنبل ج 2 ، ص 637 ] . ( 3 ) . مناقب خوارزمى ص 260 با مختصر تفاوت .