تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
ظاهر شد و زمان نزول وحى ممتد گشت تا آفتاب غروب كرد چون وحى منجلى شد ، آن حضرت پرسيد كه يا على ! نماز عصر كرده بودى ؟ گفت : نه ، يا رسول اللّه ! پس حضرت دست به دعا برداشته كه الهى اگر در طاعت تو و طاعت رسول تو بوده آفتاب را از براى او بازگردان تا نماز عصر بگزارد . و اسماء بنت عميس نقل كرده كه بعد از آنكه آفتاب غروب كرده بود ديديم كه طالع شد و بر زمين تافت چنان كه همه كس ديدند و على نماز بگزارد و در بعضى روايات آنكه حضرت سر خود در كنار امير المؤمنين عليه السّلام نهاده به خواب رفت و چون بيدار شد دانست كه على عليه السّلام نماز نكرد ، دعا كرد و آفتاب برگشت و بعد از نماز غروب نمود و بعضى نقل نموده‌اند كه امير المؤمنين خود دعا فرمود . غرض كه هيچ‌كس در ردّ شمس خلافى ندارد و تفاوتى كه هست اين است كه بعضى گفته‌اند كه پيغمبر دعا فرمود و بعضى بر آنند كه امير المؤمنين عليه السّلام ؛ و آيا به جهت نزول وحى بوده ، يا به جهت خواب پيغمبر ؟ بهر تقدير ، ردّ شمس به جهت امير المؤمنين على عليه السّلام واقع شد . طحاوى كه از اكابر علماى حنفيه است گفته است « 1 » روات اين حديث همه ثقاتند و از احمد بن صالح كه از اكابر اهل سنت است منقول است كه اهل علم را سزاوار نيست كه در حفظ اين حديث تغافل نمايند چرا كه از علامات نبوّت است و مشهور است كه در انبياى سابق از براى « يوشع بن نون » ردّ شمس واقع شده بود و بعضى از علما بر آنند كه از براى سليمان عليه السّلام رد شمس شده و در وقتى كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به طرف نهروان مىرفت در آن راه هم به دعاى آن حضرت رد شمس وقوع يافت و اين بر اين وجه بود كه يك پسينى لشكر آن حضرت به زمين شوره بوم « 2 » افتادند و تا از آنجا بيرون رفتند ، آفتاب غروب نمود .
هامش
( 1 ) . مشكل الآثار طحاوى ج 2 ص 8 ( چاپ حيدرآباد . ) ( 2 ) . بوم زمين شيار نكرده و ناكاشته .