و على واضع اقدامه * فى محل وضع اللّه يده « 1 »
و اين معنى را كه پاى آن حضرت بر جاى يد قدرت بود به مبالغههاى شاعرانه حمل نبايد نمود كه نقل سخن پيغمبر خدا نموده و موافق نفس الامر است و تحقيق چنانچه عرفا و محقّقان يعنى شناسندگان رتبهء امير المؤمنين عليه السّلام بيان نمودهاند اين است كه در شب معراج چون محب و محبوب را ملاقات معنوى تحقّق يافت و در منزل
قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
« 2 » و خلوت خانه خاص به اختصاص مكالمه و اداى راز و نياز مخصوص گشت دهشتى و هيبتى زياده از حد روى نمود و حرارتى بىاندازه از آن حادث شد كه اگر دست رحمت الهى و رأفت غير متناهى بر كتف آن حضرت نرسيدى شدّت آن حدّت را طاقت و تاب نياوردى و چون كتف آن حضرت محل اثر يد قدرت الهى گرديد حرارت ناشيه از هيبت و دهشت از بركت فيضان رحمت ربّانى و توجهات الطاف رحمانى قطرات أمطار سحاب قدرت كامله و عنايات شاملهء سبحانى زايد گشته احساس برودت نمود و در هنگام شكستن بتان وقتى كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام متوجه شكستن بتها شده پاى بر كتف مبارك آن حضرت نهاد بحسب اتفاق پاى مبارك وى بر همان موضع واقع شد كه دست رحمت الهى مسّ آن كرده بود .
و حسّان با وجود آنكه صفحهء اعتقادش مرقوم رقم نفاق و شقاق است و در زمرهء آن جماعت است كه با معاويه بودهاند و با ايشان محشور خواهد شد آن قسم جوهرى را در رشته نظم كشيده و علماى طرفين در كتب خود درج نمودهاند چه او در انشاء اين عبارت نهايت مدّاحى با غلبه عذر تقصير جمع كرده كه ذاتى كه طبقهاى از عقلا و كثيرى از عرفا در مرآت ملاحظه ايشان آن ذات به صورت ربوبيّت متصور گشته به چه عنوان پيرامون مدحت ذات احدى صفات او توان گرديد و
هامش
( 1 ) . ترجمه اين اشعار در پنج بيت آمده ( كاشف ص 124 ) .
( 2 ) . سوره نجم آيه 9 .