كوثر ، كه خيال كنى تو كه از يخ سردتر و از عسل شيرينتر است ، در آن روز از تشنگى خلاص مىكنم و به قولى در صورت نظم به اين معانى تكلم فرموده :
يا حار همدان من يمت يرنى * من مؤمن او منافق قبلا
يعرفنى طرفه و اعرفه * بنعته و اسمه و ما فعلا
و انت عند الصّراط معترضى * فلا تخف عثرة و لا زللا
اقول للنّار حين توقف * للعرض ذريه لا تقربى الرّجلا
أسقيك من بارد على ظماء * تخاله فى الحلاوة العسلا « 1 »
و نيز مؤيد مطلوب است آنكه اين معنى را قاضى مير حسين شافعى در « شرح ديوان » آورده « 2 » و اين مختصرى است از آن .
و اما سيّم كه ردّ الشّمس است ، امير امام عبّادى در كتاب مراسم الدين « 3 » و ابن فورك در كتاب فصول « 4 » و ابن مغازلى در مناقب « 5 » و صاحب كتاب اعتماد « 6 » كه از فقهاى حنابله است و ابن ابى الحديد معتزلى « 7 » و غيرهم نقل كردهاند تفصيلش آنكه چون حضرت رسالت پناه از خيبر مراجعت فرمود ، به طرف وادى القرى ميل نمود و در صهبا ، وقت نماز عصر سر مبارك در كنار امير المؤمنين عليه السّلام نهاده بود كه اثر وحى
هامش
( 1 ) . ديوان الامام على عليه السّلام ص 84 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 237 اين اشعار را از « حميرى » آورده است و ظاهرا اين اشعار از حميرى است كه فرمايش على عليه السلام به همدانى را به نظم كشيده است .
( 2 ) . شرح ديوان ( مخلوط - كتابخانه آيت اللّه مرعشى )
( 3 ) . عبد الجليل قزوينى در كتاب « النقض » ص 561 از « مراسم الدين » نقل كرده است .
( 4 ) . در كتاب « مطالع الاسرار فى شرح مشارق الانوار » از « فصول ابن فورك » ر . ك : النقض ص 561 ؛ « الصراط المستقيم » ج 1 ص 201 از فصول ابن فورك آورده است .
( 5 ) . مناقب ابن مغازلى ص 96 .
( 6 ) . در كتاب « مطالع الاسرار » از كتاب « اعتماد » آورده است ر . ك : النقض ص 561 ؛ احتمال دارد همان كتاب « اعتقاد » ابو اسماعيل عبد اللّه انصارى هروى باشد ر . ك : الطرائف ص 345 ، 347 و 374 .
( 7 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 5 / 8 و همچنين [ 3 / 168 ] ردّ شمس در سرزمين بابل را براى على عليه السّلام آورده است .