رحمت و گفت : رحمت كن حق تعالى على را و بعد از آن فرمود كه بار خدايا ! حق را بگردان با او به هر طريق كه او بگردد . و هرگاه حق هميشه با كسى باشد و به هر طرف كه ميل كند ، حق به آن طرف ميل كند يقين كه اقتدا به او واجب خواهد بود و اطاعت او لازم .
و جمهور اهل سنت نقل نمودهاند كه بعد از آنكه پيغمبر رو به عمّار كرده گفت : « سيكون فى امّتى بعدى هناة و اختلاف حتى يختلف السيف بينهم حتى يقتل بعضهم بعضا و يبرأ بعضهم من بعض ؛ يا عمار ! تقتلك الفئة الباغية و انت اذ ، ذاك مع الحق و الحق معك ان عليا لن يدنيك من ردى و لن يخرجك من هدى ؛ يا عمار ! من تقلّد سيفا أعان به عليا على عدوه قلده اللّه يوم القيامة وشاحين من درّ و من تقلّد سيفا اعان به عدوّه قلده اللّه يوم القيامة وشاحين من نار فاذا رأيت ذلك فعليك بهذا الذي عن يمينى يعنى عليا فان سلك الناس كلهم واديا و سلك على واديا فاسلك واديا سلكه علىّ و خلّ الناس طرّا ؛ يا عمار ! انّ عليا لا يزال على هدى ؛ يا عمار ، ان طاعة على من طاعتى و طاعتى من طاعة اللّه . » « 1 » « هناة » داهيه و امر عظيم است و جمعش « هنوات » است و « وشاح » بضم و كسر مراد درّ و مرواريد و جواهرى است كه به رشته كشند و عقد سازند به جهت حمايل ؛ يعنى زود باشد كه در امت من بعد از آنكه من از ميان ايشان بروم امرى عظيم روى نمايد و مناقشات به هم رسد و اختلاف روى نمايد تا آنكه كار به شمشير كشد و يكديگر را مىكشته باشند و جدائى از هم به آرزو مىطلبيده باشند ؛ يا عمار ! تو را خواهند كشت گروهى كه ياغى درگاه إله و از دين برگشته باشند و در آن حال تو با حق باشى و حق با تو ؛ يا عمار ! بدان كه على تو را دلالت به چيزى به دو آنچه خير تو در آن نباشد نخواهد كرد و ترا از راه راست و هرچه موجب هدايت تو باشد بيرون نخواهد برد ، اگر خواهى
هامش
( 1 ) . نهج الحق ص 224 از « جمهور اهل سنت » ؛ صحيح بخارى ج 4 ص 25 ؛ احقاق ج 4 ص 175 و در كتاب الطرائف ص 500 و عمدة ابن بطريق ص 386 از « جمع بين الصحيحين » آوردهاند .