روشى كه حق تعالى ما را فرستاده است و شما تلاوت مىكنيد كتاب خدا را و به كنه آن نمىرسيد اگر تعقل معنى آن مىكرديد تصديق به قول او مىنموديد و در كشف الغمّه از ابو الطفيل نقل كرده است « 1 » كه حاضر بودم در وقتى كه امير المؤمنين خطبه مىخواند و مىفرمود « سلونى فو اللّه لا تسئلونى عن شيء الا اخبرتكم و اسألوني عن كتاب اللّه فو اللّه ما من آية الّا انا علم أ بليل نزلت ام بنهار ام فى سهل ام فى جبل » ؛ يعنى سؤال كنيد از من ، به خدا قسم كه هيچ چيز سؤال نكنيد از من الا آنكه خبر دهم شما را و هرچه بپرسيد بگويم و سؤال كنيد از من از كتاب خدا كه به خدا قسم كه هيچ آيهاى نيست مگر اين كه مىدانم كه آن در شب فرود آمده يا در روز ؛ و در كوه نازل شده يا در دشت ؛ و در زمين هموار يا ناهموار . و در بعضى روايات « سلونى عمّا دون العرش » واقع شده ؛ يعنى سؤال كنيد از من از هر آن چيزى كه پائينتر از عرش اعظم است كه از عرش و بالاى عرش موافق حوصله و شنيدن شما نيست .
حاصل كه شخصى كه مكرر « سلونى » گويد با كسى كه « اقيلونى » گويد - يعنى اقاله كنيد و بيعت مرا فسخ كنيد كه من خود را قابل اين مرتبه نمىدانم و شما مرا به زور به اين كار داشتهايد - در يك مرتبه و يك درجه مىباشد ؟ ! و ديگر كسى كه گويد چهار كتاب خدا را اگر خواهيد از براى شما تفسير و تأويل نمايم با كسى كه گويد همه زنها در خانهها مسائل واجبه ضروريه را از من بهتر مىدانند ، با هم برابر داشتن و آن فرومايگان و جاهلان را قابل خلافت و جانشينى رسول خدا دانستن هيچ كم از آن نيست كه مسيلمه كذّاب را لايق مرتبه نبوت و مسند پيغمبرى دانند . « 2 »
حديث ديگر آنكه در « جمع بين الصحاح الستّه » مذكور است « 3 » كه رسول اللّه فرمود : « رحم اللّه عليا اللهم ادر الحق معه حيث دار » كه آن حضرت را دعا كرد به
هامش
( 1 ) . كشف الغمّه ج 1 ص 117 .
( 2 ) . دو بيت شعر دارد ( كاشف ص 120 ) .
( 3 ) . الطرائف ص 102 از جمع بين الصحاح .