نقل كرده كه رسول خدا فرموده كه « انا مدينة العلم و على بابها » و از بغوى در « صحاح » روايت نمودهاند كه گفت : « انا دار الحكمة و على بابها فمن اراد الحكمة فليأت الباب » « 1 »
و خوارزمى در « مناقب » « 2 » از ابى البخترى نقل نموده كه او گفت : روزى امير المؤمنين را ديدم در مسجد كوفه بر منبر و پيراهن رسول خدا در بر و عمامه آن سرور بر سر و شمشير آن حضرت بر كمر و انگشترى آن يد اللّه در انگشت هدايت اثر ، اشاره به سينه بىكينه خود نموده فرمود : « سلونى قبل ان تفقدونى فانما بين الجوانح منى علم جم ، هذا سفط العلم ، هذا لعاب رسول اللّه ، هذا ما زقنى رسول اللّه زقا من غير وحى اوحى فو اللّه لو ثنيت لى وسادة فجلست عليها لافتيت لاهل التورية بتوراتهم و لأهل الانجيل بانجيلهم حتى ينطق اللّه التوراة و الانجيل فيقولا صدق على قد افتاكم بما انزل فى و انتم تتلون الكتاب أ فلا تعقلون . » « جوانح » جمع « جانحه » است و آن ضلع ما بين ترائب است كه ميان دو پستان باشد و « جم » به معنى بسيار است و « سفط » ظرف را گويند و « لعاب » آب دهن است و « زق » چينهدان مرغ بچه است ؛ يعنى سؤال كنيد از من پيش از آنكه مرا نيابيد ، به درستى كه ميانه دو بال و دو پهلو يعنى سينهء من ، علم بسيار است و اين گنجينه و ظرف علم است و اين از بركت لعاب دهن مبارك رسول خدا است و اين علمى است كه آن عالم علم لدنى چنانچه مرغ بچه خود را دانه دهد به كام جان من رسانيده و مرا چشانيده بىآنكه وحى به من آيد ، به خدا قسم كه اگر مسندى از براى من بگسترانند و بر آن بنشينم و هرآينه فتوى دهم اهل تورات را به تورات ايشان و اهل انجيل را به انجيل ايشان تا آنكه تورات و انجيل به زبان آيند و بگويند راست گفته است على عليه السّلام و فتوى داده است به آن
هامش
( 1 ) . مفتاح كنوز السنّة ص 353 ؛ المصابيح بغوى ج 2 ص 275 ؛ حلية الاولياء ابو نعيم ج 1 ص 64 ؛ كشف الغمه ج 1 ص 113 از بغوى ؛ در سنن ترمذى ج 5 ص 637 چنين آمده : « انا دار الحكمة و على بابها » .
( 2 ) . مناقب خوارزمى ص 91 .