ديگرى از اصحاب را قدرت و جرأت بر « سلونى » گفتن نبوده و از جابر بن عبد اللّه انصارى نقل است كه رسول خدا فرمود :
« انا مدينة العلم و على بابها فمن اراد العلم فليأت الباب » « 1 » و در بعضى روايات به اين طريق است كه رسول خدا خطاب به امير المؤمنين كرده فرموده : « انا مدينة العلم و انت الباب ؛ كذب من زعم انه يصل الى المدينة الّا من الباب » « 2 » و از ابن عباس مروى است كه روزى رسول خدا فرمود : « انا جنّة اللّه و على بابها فمن اراد الجنّة فليأتها من بابها » « 3 » و ايضا از ابن عباس مروى است كه روزى رسول خدا فرمود : « انا دار الحكمة و على بابها فمن اراد الحكمة فليأت الباب » « 4 » و مضمون همه اين است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله به طريق كنايه نفس نفيس خود را كه منبع علم و معرفت و سرچشمه دين و شريعت است شهر علم و خانه معرفت و جنّت الهى ناميده و خبر داده كافه امت خود را بلكه جمله خلايق عالم را كه رسيدن به آن شهر يا به آن خانهء مملو از علم و حكمت و بهرهمندى يافتن از آن و وصول به بهشت حضرت يزدان ممكن نيست الّا به سبب آن حضرت و داخل شدن در آن شهر و در آن خانه ، از درى ديگر امكان ندارد و هر شهر و هر خانه را درى است و در اين خانه و اين شهر ، اوست و اشاره فرموده به قول حق تعالى كه
وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها
« 5 » ؛ يعنى هر كدام كه خواهيد به خانه در آئيد ، اول ببينيد كه در خانه كدام و كجا است و به خانهها از درها در آئيد كه هر خانه را درى است چنانچه كسى كه از غير در به خانه در آيد اگر چه از مال و متاع آن خانه به نفعى نرسد ، او را دزد و سارق و عاصى مىگويند و شخصى هم كه از غير در به اين خانه در آيد و علم و حكمت و مسائل
هامش
( 1 ) . تاريخ دمشق ( زندگانى على عليه السّلام ) ج 2 ص 464 - 480 ؛ مناقب ابن مغازلى ص 80 - 85 .
( 2 ) . مناقب ابن مغازلى ص 85 .
( 3 ) . تاريخ دمشق ( زندگانى على عليه السّلام ) ج 2 ص 457 ؛ مناقب ابن مغازلى ص 86 .
( 4 ) . تاريخ دمشق ( زندگانى على عليه السّلام ) ج 2 ص 459 .
( 5 ) . سوره بقره ، آيه 189 .