پس كسى را نمىرسد كه از جانب ايشان مضايقه نمايد .
و در اين مقام كسى كه اظهار عناد كرده و دست و پائى زده صاحب مواقف است كه گفته « 1 » حديث مفيد آن نيست كه على عليه السّلام در همه چيز نزد اللّه تعالى دوستتر باشد چرا كه مىتوان استفسار نمود و پرسيد كه دوستتر كيست و آيا دوستتر است در همه چيزها يا در بعض چيزها ؛ پس جايز باشد كه محبت چون مترتّب بر ثواب است و در بعضى چيزها ثواب آن بيشتر است و در بعضى كمتر و چون چنين باشد ، دلالت بر افضليت مطلق نمىكند .
جوابش آنكه « احبّ » لفظ عام است و مطلق ، كسى كه آن را مقيّد به وقتى مىسازد و يا مخصوص به چيزى گرداند بر اوست كه دليلى بياورد چرا كه عام و مطلق به دليل ، مخصوص و مقيّد مىشود و ديگر آنكه اگر مراد حضرت احبّ من جميع الوجوه نباشد چون هيچ مؤمنى نيست كه از وجهى در وقتى نزد اللّه تعالى احبّ نيست پس قول رسول صلّى اللّه عليه و آله كه فرموده : « اللهم ائتني باحبّ خلقك » در اين مقام بىفايده باشد و يكى از شعراى عرب را بيتى نيكو بر زبان جارى شده و گفته است :
و فى الطائر المشوى أو فى دلالة * لو استيقظوا من غفلة و سبات « 2 »
؛ يعنى در حديث مرغ بريان ، دلالت وافى كافى بر امامت آن حضرت دارد اگر كسى از خواب غفلت بيدار شود . و « سبات » خواب بيماران است .
حديث ديگر كه احمد حنبل در « مسند » خود آورده و در « صحيح مسلم » و « مناقب » بلكه اكثر كتب مخالف و مؤالف به آن مزيّن است ، حديث « انا مدينة العلم و على بابها » « 3 » است . و ديگر كلام معجز نظام آن حضرت « سلونى قبل ان تفقدونى » « 4 » كه از وفور علم و اطلاع او بر معارف و احكام از جانب رسول به آن فخر مفتخر گرديده و
هامش
( 1 ) . شرح مواقف ج 8 ص 367 و 368 .
( 2 ) . مناقب ابن شهر آشوب ج 2 ص 286 از اشعار « ابن رزيك » است .
( 3 ) . نهج الحق ص 221 از مسند احمد نقل كرده ؛ مناقب خوارزمى ص 83 .
( 4 ) . نهج الحق ص 221 ، الطرائف ج 1 ص 73 .