رضوان هر دو ندا كرده باشند .
و از حافظ ابو محمد عبد العزيز مروى است « 1 » كه در كتاب خود از قيس بن سعد روايت نموده كه او از پدرش شنيده كه او گفت از امير المؤمنين عليه السّلام شنيدم كه فرمود در آن روز شانزده زخم به من رسيد و در زخم آخرين قوت بشرى ضعيف شده بنشستم و جوان خوش روئى بازوى مرا گرفت و از جاى برداشت و گفت : برين گروه كفّار حمله كن كه در اطاعت خدا و رسولى و هر دو از تو راضىاند . بعد از آنكه به خدمت رسول خدا آمده احوال را عرض كردم فرمود كه آن جوان را شناختى ؟
گفتم : به دحيه كلبى شبيه بود . گفت : يا على ، چشم تو روشن باد ! آن جوان جبرئيل امين بود و مرا خبر داد از آنچه با تو گفت .
و ايضا از عكرمه مروى است « 2 » كه از عبد اللّه بن عباس نقل است كه او گفت :
چهار چيز مر على عليه السّلام را بود كه هيچكس را مثل آن نصيب نشد : يكى آنكه از عرب و عجم به غير از او كسى اول با رسول خدا نماز نكرد ؛ و يكى هميشه علمدار رسول خدا بود در هر معركهاى كه او بود ؛ و يكى آنكه در روز احد كه به روز « مهراس » مشهور است كسى به غير از او با رسول خدا نماند ؛ و يكى آنكه در روز دفن رسول خدا كسى ديگر به آن خدمت و آن ثواب بهرهمندى نيافت . و مهراس نام چاهى است در احد و چون جنگ در آنجا واقع شده آن روز را مهراس گفتهاند . « 3 »
حديث ديگر آنكه در اكثر كتب مخالفين حتى در « مسند احمد حنبل » از چندين طريق مروى است « 4 » اينكه در اوايل اسلام اصحاب رسول اللّه هر كدام از خانه خود درى به مسجد رسول اللّه گشوده بودند كه در وقت تردّد از براى وضو و نماز به
هامش
( 1 ) . كشف الغمه ج 1 ص 197 از « معالم العترة النبوية » ابو محمد بن عبد العزيز الجنابذى نقل كرده ( رياض العلماء ج 7 ص 68 )
( 2 ) . تاريخ دمشق ( ترجمة الامام على ) ج 1 ص 161 .
( 3 ) . ر . ك : معجم البلدان ج 5 ص 232 .
( 4 ) . مسند حنبل ج 1 ص 175 و 331 ؛ ج 4 ص 369 .