تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
عالم تاب احمدى در حجاب سحاب متوقف مىماند . « 1 » حديث ديگر آنكه در « مسند احمد حنبل » و در « صحاح ستّه » و « مناقب خوارزمى » و « فصول المهمه » جميعا مذكور است « 2 » و در هر جا از چندين طريق نقل نموده‌اند كه در روز احد چون با رسول خدا كسى ديگر نماند به غير از امير المؤمنين عليه السّلام و سه چهار نفر ديگر از ياران و به روايتى آنكه به غير از آن حضرت كسى نمانده بود و على عليه السّلام به هر طرف حمله مىبرد و كفار را به خاك‌خوارى مىانداخت جبرئيل عليه السّلام نازل شده گفت : يا رسول اللّه ! ملائكه همه در تعجب‌اند از يارى و هوادارى كه امروز على عليه السّلام با تو كرده و مىكند . پس آن حضرت گفت « انّ عليّا منّى و انا منه » پس جبرئيل عليه السّلام گفت : « و انا منكما ، يا رسول اللّه ! » و در مسند و در همان كتابها مذكور است به اين عبارت كه « ان عليا منّى و انا من علىّ و هو ولىّ كل من بعدى لا يؤدى عنى الّا انا او على » « 3 » و معنى هر دو به تقريبى گذشت . و اين نيز در هر جا مذكور است كه در آن روز از چاشت تا پسين از ميان زمين و آسمان صداى « لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار » « 4 » به گوش اهل زمين مىرسيد ؛ خلاف در اين است كه گويند جبرئيل امين بود يا ملك ديگر به اين امر مأمور بود ؟ و در كشف الغمه از عكرمه از امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده كه در اثناى كشش و كوشش چون جمعى از كفار را به گرزى فرستادم به هر طرف كه نگاه كردم رسول خدا را نديدم گمان كردم كه مگر به شومى نفاق و افعال ناصواب بعضى از صحابه ، آن حضرت را به آسمان برده‌اند پس غلاف شمشير را شكسته عزم آن نمودم كه مقاتله نمايم تا كشته شوم ؛ بر كفّار حمله مىكردم و ايشان را پراكنده مىساختم كه
هامش
( 1 ) . كاشف الحق دو بيت شعر از حكيم سنائى دارد [ ص 12 ] . ( 2 ) . مسند ج 4 ص 438 ، فضائل الصحابة حنبل ج 2 ص 659 ؛ نهج الحق ص 218 از « الصحاح الستّة » نقل كرده است ؛ فصول المهمه ص 57 . ( 3 ) . الطرائف ج 1 ص 68 ، فضائل الصحابة حنبل ج 2 ص 594 . ( 4 ) . ر . ك : احقاق ج 5 ص 24 و 27 ، ج 6 ص 12 و 23 .