تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
فايده دارد : فائده اول آنكه نه أبو بكر و نه عمر ، خدا و رسول را دوست مىداشتند و نه عكس و اين مستلزم كفر است چه بر وجهى كه اكابر علماى نواصب خصوصا غزّالى و صاحب كشّاف تحقيق نموده‌اند مراد از محبت بنده به خداوند آن است كه فرمانبردارى اوامر و نواهى خالق ذو الجلال نمايد و دورى از معصيت و قبايح افعال جويد و خواهش دريافتن مقام قرب و كمالات روحانى كند و دورى از متابعت هواى نفسانى و شيطانى به نحوى كه مركوز خاطر بنده شود نمايد كه چيزى ديگر مطلقا منظور او نباشد و مراد از محبت الهى ، بنده را بازداشتن است از گناه و معصيت و رهنمونى به افعال خير و معرفت و پاك گردانيدن از كدورات جسمانى و نزديك ساختن به درگاه قرب ربّانى و چون اجتماع نقيضين محال است ، هرگاه شخصى از هرچه محبت الهى است بىنصيب باشد ، البته به نقيض آن متصف خواهد بود كه نافرمانى است و نكردن اوامر و كردن نواهى و ميل نداشتن به تحصيل كمالات . و از جانب حق تعالى چون امور مذكوره منتفى و ناياب است ، نقيض آن وجود خواهد داشت و چون از طرفين محبت و لوازم آن معدوم باشد عداوت و هرچه لازم عداوت است ثابت خواهد بود ؛ پس ظاهر شد كه صدور اين كلام از سيد انام دلالت تمام دارد بر آنكه ساحت اعتقاد أبو بكر و عمر از پرتو لمعات محبّت الهى خالى و از ظلمت شقاوت جبلى پر است و با اين حال به كدام علاقه و رابطه نيابت حق تعالى و جانشينى رسول او را لايق توانند بود ؟ ! فايده دوم آنكه چون صحبت خدا و رسول نسبت به ايشان و محبت ايشان نسبت به خدا و رسول بر طرف شد معلوم است كه آنچه در مدت عمر ايشان صادر شد ، مخالف فرمودهء خدا و رسول بود ؛ چرا كه حق تعالى فرموده است كه
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
« 1 » ؛ يعنى به امّت بگو كه اگر خدا را
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 31 .