ملاحظه فرمود كه آن در را بر سر دست دارد و مردمان را مىگذراند تعجب نمود .
جبرئيل نازل شده فرمود كه نظر به ته خندق نما . چون آن حضرت متوجه شد ديد كه از ته پاى آن حضرت تا قعر خندق فاصلهء بسيار است تعجب حضرت رسول اللّه و لشكر ظفر اثر زياده شد . جبرئيل عليه السّلام فرمود : تعجب مكنيد كه ملائكه كرام پرها در هم استوار كردهاند و قدم حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بر بال ملائكه است .
و از امام محمد باقر عليه السّلام مروى است « 1 » كه چون در حصار را بجنبانيد تمامى آن حصن چنان بلرزيد كه صفيّه دختر حىّ ابن اخطب از شدت لرزهء حصار از تخت بيفتاد و رويش مجروح گشت و مردم ساير قلاع چون چنان امر غريب و صورت عجيب مشاهده نمودند فرياد وا ويلا و الامان برآوردند . شاه مردان به امر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله همه را امان داد ، اكثر مسلمان شدند .
و در كتب معتبره مذكور است « 2 » كه روزى جبرئيل عليه السّلام در حضور حضرت رسول خدا از روى تعجب در على عليه السّلام نگاه كرده تبسم فرمود . آن حضرت پرسيد : يا روح الامين ، منشأ تبسم و تعجب چيست ؟ فرمود كه يا رسول اللّه ، مأمور شدم كه هفت شهر قوم لوط را به بالا برده سرنگون كنم و من به حدى آن شهرها را بالا بردم كه ملائكه آسمان آواز خروسان و سگان ايشان را مىشنيدند ، پس سرنگون ساختم و در وقتى كه امير المؤمنين شمشير را بلند ساخته بود كه بر مرحب فرود آورد ندا رسيد كه شمشير على را نگاه دار كه نزديك است كه اثر آن به ماهى كه حامل گاو زمين است رسد ، من در رسيده تيغ او را نگاه داشتم آن قدر تعبى كه از نگاه داشتن اين كشيدم از برداشتن آن شهرها نكشيده بودم ، الحال آن امر به خاطرم آمد تعجب كردم .
و مخفى نماند كه حديث « و اللّه لاعطين الراية » بمفهومه دلالت به چندين
هامش
( 1 ) . حبيب السير ج 1 ص 379 .
( 2 ) . براى اطلاع از صحت و سقم اين روايت به مقاله « بررسى حديقة الشيعة » مراجعه شود .