تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام سؤال نمود كه يا رسول اللّه ، با ايشان مقاتله كنم تا مثل ما شوند يعنى مسلمان شوند ؟ حضرت رسول فرموده كه در مقاتله تعجيل منماى برو تا به ساحت ايشان فرود آئى ، پس اول به اسلام‌شان دعوت كن و خبردار كن از حقوق خدا كه بر ايشان لازم است و به خدا سوگند كه اگر يك شخص را خداى تعالى به واسطه تو به شرف هدايت اسلام رساند ، تو را بهتر است از شتران سرخ مو كه در راه حق تعالى صدقه كنى . پس زره خود را بر آن حضرت پوشانيده و ذو الفقار بر ميانش بست و رايت به دستش داد . پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام قدم در راه نهاد « 1 » و چون به نزديك حصار رسيد علم را در زمين استوار گردانيده يكى از احبار يهود از بالاى حصار آن حضرت را ديد پرسيد كه اى صاحب رايت كيستى و چه نام دارى ؟ جواب داد كه « انا على بن أبي طالب » ؛ يعنى منم على بن أبي طالب . يهوديان آواز برآوردند كه « غلبتم و ما انزل على موسى » ؛ يعنى به تورات موسى قسم كه مغلوب گرديديد . و اول حارث يهودى با فوجى بيرون آمده حرب آغاز نمود و دو نفر از اهل اسلام را شهيد كرد ، حيدر كرّار به يك ضرب ذو الفقار او را به دوزخ فرستاد . مرحب كه رئيس قوم و برادر حارث بود با جمعى از مشاهير يهود مسلّح و مكلّل بيرون آمدند وى به كمين برادر پاى در ميدان نهاد و رجز خواند و آن ملعون از مبارزان مشهور بود و در شجاعت مانند نداشت و در آن روز دو زره پوشيده بود و دو تيغ حمايل كرده و دو عمامه بر سر نهاده و مغفرى از فولاد بر سر گذاشته بر سر آن خودى از سنگ بر سر محكم ساخته و نيزه‌اى به دست گرفته كه به وزن سه من بود و چون كسى از اهل اسلام را تاب مقابله و مقاتله‌اش نبود شاه مردان در مقابلش آمده و در برابر رجز او بر زبان معجز بيان راند كه :
أنّا الّذى سمّتنى امّى حيدره * كليث غابات شديد القسوره « 2 »
هامش
( 1 ) . دو بيت شعر از حكيم سنائى دارد ( كاشف ص 107 ) . ( 2 ) . ترجمة الامام على عليه السّلام ( تاريخ ابن عساكر ) ج 1 ص 30 ؛ مستدرك الصحيحين ج 3 ص 183 ؛ المناقب